پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۹

باز رستیم از وجود و از عدم

گر نباشد این و آن ما را چه غم

جام می داریم و می نوشیم می

کی بود ما را هوای جام جم

مجلس عشقست و ما مست شراب

جان جانان شاد بنشسته به هم

همدم ما ساقی پر می مدام

خوش بود با همدم خود دم به دم

لطف او ما را نوازش می کند

باشد او در جمله عالم محتشم

هر چه موجود است در دار وجود

جمله موجودند از نور قدم

نعمت الله نقد گنج عشق اوست

هر که نقد او بود او را چه کم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱آفتابیست حضرت آدم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲در آینهٔ وجود آدم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳سه نقطه یک الف همی نگرم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۴شیخ ما بود در حرم محرم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۵منصب مستان ما ترک وجود و عدم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۶مقصود توئی ز جمله عالم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷همدمی گر طلب کنی یک دم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸تا بود عشق تو بود من عاشق تو بودم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.