پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

طره صیادی مرا در زلف خود زنجیر کرد

تار مویش را به سحر غمزه طوق شیر کرد

دره دره آنچه در هستی بود در بند اوست

عشق را نازم که آخر تا کجا تاثیر کرد

بسکه دیر آمد بسر وقت دلم داغ غمش

تا که از حسرت مرا اندر جوانی پیر کرد

دعوی بی‌جای عشقش حد این مسکین نبود

خامه صنع ازل این کار را تقدیر کرد

شیوه پروانه سوزی رسم در عالم نبود

شعله شمع رخش این آب را در شیر کرد

سر اشیاء جمله پنهانست در خال لبش

هر کسی در پیش خود آن نقطه را تفسیر کرد

داد از آب محبت در گل من رونقی

آنکه در روز ازل این خانه را تعمیر کرد

جان (صامت) مانده مدفون در خراب آبادتن

یاد الفت‌های یاران وطن را دیر کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵دو شینه دل از دوری دلبر گله می‌کرد
  2. شمارهٔ ۳۶دلم بهانه رویت زیاد می‌گیرد
  3. شمارهٔ ۳۷دگر دل بهر بدنامی ره تدبیر می‌گیرد
  4. شمارهٔ ۳۸در این ویران سر بی‌جا کسی منزل نمی‌گیرد
  5. شمارهٔ ۳۹هر زمان بویی از آن جعد سمن‌سا می‌رسد
  6. شمارهٔ ۴۰هجوم غم رسید اندر دل و راه فغان گم شد
  7. شمارهٔ ۴۱دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار می‌ماند
  8. شمارهٔ ۴۲همیشه افسر فرماندهی بر سر نمی‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.