پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

قیمت به خود از عشق تو ارزان بگذارد

خواهد که دلم پا به سر جان بگذارد

خواهم به تو هنگامه هجران بنویسم

جانا اگر این دیده گریان بگذارد

کرده سفر زنگ دل اندر خم زلفت

گر آب و هوایش به غریبان بگذارد

ترسم به گه وصل چنان عمر نپاید

تا دیده قضای شب هجران بگذارد

گفتم به سوی گوشه عزلت بگریزم

گر زلف توام دست ز دامان بگذارد

ای باد خزانی به گل اینقدر امان ده

تا مرغ سحر پا به گلستان بگذارد

گو باد صبا تا گذرد بر سر کویش

پیغام من زار پریشان بگذارد

گوید صنما چند ز هجران تو (صامت)

مجنون شود و سر به بیابان بگذارد

آن کس که نموده است مرا یوسف دلبند

باری قدمی جانب زندان بگذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴غمت آن روز که جا در دل ویرانم کرد
  2. شمارهٔ ۳۵دو شینه دل از دوری دلبر گله می‌کرد
  3. شمارهٔ ۳۶دلم بهانه رویت زیاد می‌گیرد
  4. شمارهٔ ۳۷دگر دل بهر بدنامی ره تدبیر می‌گیرد
  5. شمارهٔ ۳۸در این ویران سر بی‌جا کسی منزل نمی‌گیرد
  6. شمارهٔ ۳۹هر زمان بویی از آن جعد سمن‌سا می‌رسد
  7. شمارهٔ ۴۰هجوم غم رسید اندر دل و راه فغان گم شد
  8. شمارهٔ ۴۱دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار می‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.