پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

سر دار محبت سر فرازی برنمی‌دارد

اناالحق گفتن منصور بازی برنمی‌دارد

زمین از خاکساری‌ها ز سر تا پا تواضع شد

سر میدان الفت ترک‌تازی برنمی‌دارد

کمال عرض حاجت خواهد و چشم امید این در

زمین عشق تخم بی‌نیازی برنمی‌دارد

غرور و غمزه و ناز و تغافل گشت چون غالب

رعیت پروری عاشق نوازی برنمی‌دارد

به صبح و شام از زلف نگار تند خو (صامت)

مزن دم کاین دم شیر است بازی برنمی‌دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳طره صیادی مرا در زلف خود زنجیر کرد
  2. شمارهٔ ۳۴غمت آن روز که جا در دل ویرانم کرد
  3. شمارهٔ ۳۵دو شینه دل از دوری دلبر گله می‌کرد
  4. شمارهٔ ۳۶دلم بهانه رویت زیاد می‌گیرد
  5. شمارهٔ ۳۷دگر دل بهر بدنامی ره تدبیر می‌گیرد
  6. شمارهٔ ۳۸در این ویران سر بی‌جا کسی منزل نمی‌گیرد
  7. شمارهٔ ۳۹هر زمان بویی از آن جعد سمن‌سا می‌رسد
  8. شمارهٔ ۴۰هجوم غم رسید اندر دل و راه فغان گم شد
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.