پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۹۰ - غزل

عشق مرا از هزار کار برآورد

گرد جهانم هزار بار برآورد

یار مرا خوی تنگ بود به عادت

عشق دلم را به خوی یار برآورد

لشکر سودای عشق بر سر من تاخت

از تن خاکی من غبار برآورد

خیز و بیا چشم روزگار برآور

کز تو مرا چشم روزگار برآورد

با تو بیا تا دمی به کام برآرم

همان که فراقت ز ما دمار برآورد

کام من جان به لب رسیده برآور

ز آن لب شیرین کزین هزار برآورد

بس که مرا چون صبا هوای خیالت

گرد گلستان و لاله زار برآورد

قد تو در چشم من به جلوه درآمد

سرو سهی را ز جویبار برآورد

به پاسخ گفت با بانو جهاندار

نخست اندیشه می‌باید در این کار

نیابی خیر از آن شاخ برومند

که سازد با درخت خشک پیوند

چرا در خاک سیمی را کنم گم

که میشاید به کحل چشم مردم؟

بری طوبی ز خلد جاودانی

بری در غیر ذی زرعش نشانی

هر آنکو کرد با ناجنس پیوند

قرین بد گزید از بهر فرزند

به جای نور چشم خویش بد کرد

به دست خویش قصد جان خَود کرد

اگرچه قطره زاد از ابر لیکن

به بحر افتاد و شد در بحر ساکن

به لطف خویش بحر او را بپرورد

یتیم بحر نام خویشتن کرد

بزرگی و هنر از یم درآموخت

هنرهای بزرگان زو هم آموخت

چو صاحب مکنت و صاحب هنر شد

سزای گوشوار و تاج و زر شد

تو یک مه گر به لطفش می‌بخوانی

به خورشید جهانتابش رسانی

تو خورشید جمالی او مه نو

نظر می‌دارد از لطف تو پرتو

گرفتم خود نه از فغفور چین است

خردمندیش ما را خود یقین است

همه شب بود با قیصر دراین راز

همی راند از غم و شادی سخن باز

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۹۲ - بازگشتن شادیشاه به شامحکایت را بدین پیدا شد انجام
  2. بخش ۹۳ - لشکر کشی جمشید از روم به شامزدند از شهر گردان خیمه بر دشت
  3. بخش ۹۴ - غزلبود ز غم صد گره بر گل و بر بارِ گل
  4. بخش ۹۵ - دوبیتیآیا کراست زهره، آیا کراست یارا؟
  5. بخش ۹۶ - غزلشادی آمد از درون امشب که هان جان می‌رسد
  6. بخش ۹۷ - دوبیتیاز دیده دلم روز وداعش نگران شد
  7. بخش ۹۸ - قطعهدر آن روز وداع آن ماه خوبان
  8. بخش ۹۹ - رباعیچون گل دهنی زمانه پر خنده نکرد
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.