پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۹۹ - رباعی

چون گل دهنی زمانه پر خنده نکرد

کش باز به خون جگر آکنده نکرد

چون غنچه گل دمی دلی جمع نگشت

کایام هماندمش پراکنده نکرد

ملک چون عکس تاج افسری یافت

زجای خود به استقبال بشتافت

ز جای خود نرفت و رفت از جای

چو دامن بوسه اش می داد بر پای

به آغوش اندر آورد افسرش مست

گرفتش سیب سیمین بر کف دست

لبان و مشک و شهد و می به هم دید

می مشکین ز شیرین شهد نوشید

به زیر بید بن می دید خورشید

ز غیرت شد تنش لرزان تر از بید

ملک گفت: « از کجا ای سرو نامی

به اقبال و سعادت می خرامی؟

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۱۰۱ - بازگشت جمشید به روم و دامادی اوبه پیروزی و بهروزی از آن بوم
  2. بخش ۱۰۲ - رباعیای آینه کرده در رخت روی امید
  3. بخش ۱۰۳ - رباعیاز رنگ بیاض رویت ای رشک قمر
  4. بخش ۱۰۴ - نامه جمشید به پدرملک جمشید بنوشت از ره دور
  5. بخش ۱۰۵ای پیک صبا مصر وصالم به کف آمد
  6. بخش ۱۰۶ - غزلچمن شمع زُمُرُّد ساقِ نرگس را چو بردارد
  7. بخش ۱۰۷ - دوبیتیمرا چو یاد ز یار و دیار خویش آید
  8. بخش ۱۰۸ - تدبیر جمشید و خورشید برای عزیمت به چینز شوق ملک چین آهی بر آورد
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.