پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۱۰۲ - رباعی

ای آینه کرده در رخت روی امید

بر چشمم ازین حسد، سیه روزِ سپید

به ز آن نبود که دیده دوزند آنجا

کآیینه برابری کند با خورشید

چو مشاطه زدش در زلف شانه

نسیم این بیت را زد بر ترانه:

از بس گره و پیچ که زلف تو نمود

آمد شدن شانه در آن مشکل بود

در حل دقایق ارچه ره می‌پیمود

از مشکل زلف، شانه مویی نگشود

چو نیل خط کشیدندش به آواز

بخواند این بیت را بر ساز شهناز

روزی که فلک حسن تو را نیل کشید

چشم بد روزگار را میل کشید

چو بر ابرو کمانش وسمه بنهاد

مغنی بر کمانچه ساز می داد:

روی تو که آتشی در آفاق نهاد،

بس داغ که بر سینه عشاق نهاد

مشاطه چو چشم و طاق ابروی تو دید

از هوش برفت و وسمه بر طاق نهاد

چو آمد غمزه اش با میل در ناز

فرو خواند این رباعی ارغنون ساز:

چو میل ز جیب سرمه‌دان سر برکرد

نظّارهٔ چشمِ سیهِ دلبر کرد

خود را خجل و سرزده در گوشه کشید

از دست بتم خاک سیه بر سر کرد

چو شد در چشم شوخش سرمه پیدا

بهار افروز خواند این نظم غرا:

ای خاک درِ تو سرمهٔ دیدهٔ ماه

خور از هوس خاک رهت چشم به راه

با خاک رهت که سرمه آرد در چشم

جز میل که باد بر سرش خاک سیاه

چو بر برگ سمن خندید غازه

سمن رخ زد بر آب این شعر تازه

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۱۰۴ - نامه جمشید به پدرملک جمشید بنوشت از ره دور
  2. بخش ۱۰۵ای پیک صبا مصر وصالم به کف آمد
  3. بخش ۱۰۶ - غزلچمن شمع زُمُرُّد ساقِ نرگس را چو بردارد
  4. بخش ۱۰۷ - دوبیتیمرا چو یاد ز یار و دیار خویش آید
  5. بخش ۱۰۸ - تدبیر جمشید و خورشید برای عزیمت به چینز شوق ملک چین آهی بر آورد
  6. بخش ۱۰۹ - اندرزدلا زن خیمه بیرون زین مُخَیَّم
  7. بخش ۱۱۰ - حکایتشنیده‌ستم که با مِجْمَر شبی شمع
  8. بخش ۱۱۱ - پندگلستان گیتی به خاری نیرزد
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.