پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۱۰۶ - غزل

چمن شمع زُمُرُّد ساقِ نرگس را چو بردارد

به سیمین مشعلی ماند که آن مشعل دو سر دارد

فرو برده به پیش باد هردم خون دل لاله

که از سودا دل لاله بسی خون در جگر دارد

مگر خواهد گشادن باغ شاخ ارغوان را خون

که نرگس تشت زر بر دست و گلبن نیشتر دارد

صبا عرض گل و شمشاد می‌داد

بهار چین ملک را یاد می‌داد

نسیم صبح با انفاس مُشکین

همی آمد ز دشت تبت و چین

ز ناگه ارغنون برداشت آهنگ

سرایید این غزل در پرده چنگ:

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۱۰۸ - تدبیر جمشید و خورشید برای عزیمت به چینز شوق ملک چین آهی بر آورد
  2. بخش ۱۰۹ - اندرزدلا زن خیمه بیرون زین مُخَیَّم
  3. بخش ۱۱۰ - حکایتشنیده‌ستم که با مِجْمَر شبی شمع
  4. بخش ۱۱۱ - پندگلستان گیتی به خاری نیرزد
  5. بخش ۱۱۲ - شکایت از پیریبه پایان شد شب عیش ملاهی
  6. بخش ۱۱۳ - تاریخ نظم داستانبه رسم حضرت سلطانِ عهدْ شیخ اویس
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.