پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۹۳ - لشکر کشی جمشید از روم به شام

زدند از شهر گردان خیمه بر دشت

زمین از خیمه همچون آسمان گشت

هنرمندان ز کین دلها پر از خون

ز تن کردند ساز بزم بیرون

ز هر سو لشکری آمد به انبوه

تو گفتی گشت بر صحرا روان کوه

برون از شهر دشتی بود دلکش

چو گلزار جوانی خرم و خَوش

چو روی جم در آن گلها شکفته

چو چشم آهوان بر لاله خفته

میان یاسمین و نسترن در

بلورین برکه ای چون حوض کوثر

ز هر سویی روان نالنده رودی

برو گوینده هر مرغی سرودی

گلش صد بار لعل افکنده بر هم

نمی آمد لبش از خنده بر هم

هوایش عقد پروین دانه می‌کرد

معنبر زلف سنبل شانه می‌کرد

چنار و گل ز ابرش آب جُسته

به آب ابر دست و روی شسته

چو پیری زاده از مادر شکوفه

زبان بنهانده سوسن در شکوفه

دل گل چون دماغ پور سینا

درختان چون درخت طور سینا

چمن از سایه بید و گلِ بان

کشیده سایبانها گرد بستان

به سروی این غزل می‌خواند بلبل

سحرگه در مَقام راست با گل:

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۹۵ - دوبیتیآیا کراست زهره، آیا کراست یارا؟
  2. بخش ۹۶ - غزلشادی آمد از درون امشب که هان جان می‌رسد
  3. بخش ۹۷ - دوبیتیاز دیده دلم روز وداعش نگران شد
  4. بخش ۹۸ - قطعهدر آن روز وداع آن ماه خوبان
  5. بخش ۹۹ - رباعیچون گل دهنی زمانه پر خنده نکرد
  6. بخش ۱۰۰ - غزلسوی کلبه فقیران به سعادت و سلامت
  7. بخش ۱۰۱ - بازگشت جمشید به روم و دامادی اوبه پیروزی و بهروزی از آن بوم
  8. بخش ۱۰۲ - رباعیای آینه کرده در رخت روی امید
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.