پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۹۲ - بازگشتن شادیشاه به شام

حکایت را بدین پیدا شد انجام

سحرگه کرد شادی روی در شام

ملک جمشید را افسر طلب کرد

حکایتهای شادی شه درآورد

ملک را گفت: «شادی رفت در شام

نمی دانم که چون باشد سرانجام

ندانم کو کشد لشکر برین بوم

ز شادی عکس گردد کشور روم

ملک برخواست گفت: «ای بر سران شاه

ز ماهی باد محکوم تو تا ماه

اگر فرمان دهد فرمانده روم

روم سازم بر ایشان شام را شوم

همی تا بر تو شام آرد عدو بام

روم از روم و صبحش را کنم شام»

بدین معنی ملک فصلی بپرداخت

که از شادی سر افسر برافراخت

بدو گفت: « آفرین بر گوهر نیک!

قوی مردانه می‌گویی سخن، لیک

ز گفتار تهی کاری نیاید

به گفتار اندرون کردار باید

اگر زین عهد و پیمان برنگردی

به جای آورده باشی شرط مردی

ترا قیصر ز گردون بگذراند

دهد دختر به خورشیدت رساند»

به دارای جهان جم خورد سوگند

که : «تا جان و تنم را هست پیوند

من از فرمان قیصر برنگردم

اگر زین قول برگردم، نه مردم

بباشم در رهش تا زنده باشم

بدین در کمترینش بنده باشم»

چو بشنید آن سخن برخاست آن سرو

به پیش قیصر آمد راست آن سرو

بدادش مژده از گفتار جمشید

شهنشه شاد شد از کار جمشید

اشارت کرد از آن پس رومیان را

که: « در بندید بهر کین میان را»

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۹۴ - غزلبود ز غم صد گره بر گل و بر بارِ گل
  2. بخش ۹۵ - دوبیتیآیا کراست زهره، آیا کراست یارا؟
  3. بخش ۹۶ - غزلشادی آمد از درون امشب که هان جان می‌رسد
  4. بخش ۹۷ - دوبیتیاز دیده دلم روز وداعش نگران شد
  5. بخش ۹۸ - قطعهدر آن روز وداع آن ماه خوبان
  6. بخش ۹۹ - رباعیچون گل دهنی زمانه پر خنده نکرد
  7. بخش ۱۰۰ - غزلسوی کلبه فقیران به سعادت و سلامت
  8. بخش ۱۰۱ - بازگشت جمشید به روم و دامادی اوبه پیروزی و بهروزی از آن بوم
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.