پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۹۱ - خواستگاری شادیشاه از دختر قیصر

چو رای هند رخ برتافت قیصر

نمود از ملک چین رخشنده افسر

تقاضای عروسی کرد داماد

بر قیصر به خواهش کس فرستاد

شه رومی به ابرو چین درآورد

تأمل کرد و آنگه سر برآورد

که: «شادیشاه نور دیدهٔ ماست

ولیکن هست از او ما را سه درخواست

نخستین از پی کابین دختر

دهد یک نیمه ملک شاه و بربر

دوم باید که پوید سوی افرنج

به رسم باج از آن بوم آورد گنج

سِیُم شرط آنکه سوی کشور شام

نسازد عزم و اینجا گیرد آرام

مبادا کو شود زین شرط مأیوس

مراد ما از این نام است و ناموس»

رسولان چون شنیدند این حکایت

به شادی باز گفتند این روایت

ملک را گشت روشن زآن فسانه

که می‌گیرد بر او قیصر بهانه

به پاسخ گفت: «این کاریست دشوار

نشاید بی پدر کردن چنین کار

اگر فرمان بود من باز گردم

ازین در با پدر همراز گردم

به فرمان پدر یکسال دیگر

بیایم بر خط فرمان نهم سر»

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۹۳ - لشکر کشی جمشید از روم به شامزدند از شهر گردان خیمه بر دشت
  2. بخش ۹۴ - غزلبود ز غم صد گره بر گل و بر بارِ گل
  3. بخش ۹۵ - دوبیتیآیا کراست زهره، آیا کراست یارا؟
  4. بخش ۹۶ - غزلشادی آمد از درون امشب که هان جان می‌رسد
  5. بخش ۹۷ - دوبیتیاز دیده دلم روز وداعش نگران شد
  6. بخش ۹۸ - قطعهدر آن روز وداع آن ماه خوبان
  7. بخش ۹۹ - رباعیچون گل دهنی زمانه پر خنده نکرد
  8. بخش ۱۰۰ - غزلسوی کلبه فقیران به سعادت و سلامت
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.