پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲

چندان فتاد ما را، کار از شراب خوردن

کز شوق آن ندارم، پروای آب خوردن

بر یاد روی خوبان، می می‌خوریم والحق

ذوقی تمام دارد، بر گل شراب خوردن

ترکان چشم مستت، آورده‌اند رسمی

از خون شراب دادن، وز دل کباب خوردن

از مستی صبوحی، قطعا نمی‌توانم

یک جام می چو عیسی، با آفتاب خوردن

می را حساب فردا، خواهند کرد و خواهم

ز امروز تا به فردا، می بی حساب خوردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴خواهیم چون زلیخا، یوسف رخی گزیدن
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵سر کویش هوس داری، خرد را پشت پایی زن
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶مفتاح فتوح از در میخانه طلب کن
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷نو بهار است ای صنم، عیش بهار آغاز کن
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸جز بند زلفش ای دل دیوانه جا مکن
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹جان قتیل توست، بر دارش مکن
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰ای وصالت آرزوی جان غم فرسود من
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱بیخ عشق تو نشاندند بتا! در دل من
همه‌ی غزلیات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.