پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۲

من کیستم درین دشت، آوارهٔ حزینی

صدخار رفته در پا، از هر گل زمینی

از شوق سجده کردن بر آستانهٔ دوست

هر عضو از تن من، چون گل شود جبینی

غافل نیم ز یادت، خاموش اگر نشینم

حرف تو بر زبانم، نامی ست بر نگینی

تحسین کارفرما، بهتر ز مزدکار است

صد معنی آفرینم، از ذوق آفرینی

از دیگری ست خرمن، ما را به هم چه جنگ است؟

این نکته را چه خوش گفت موری به خوشه چینی

جز من ز تیره بختی، در هند یافت، افسوس

هر پای آستانی، هر دست آستینی

اینها سلیم کاکنون، من می کشم ازان زلف

عمری به پیش ازینم، می گفت شانه بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۴ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسی
  2. شمارهٔ ۹۳۵خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی
  3. شمارهٔ ۹۳۶دلم را این چمن زندان دلگیر است پنداری
  4. شمارهٔ ۹۳۷به روی جوهر ذاتی چه پرده می پوشی
  5. شمارهٔ ۹۳۸دلم چون لاله افروزد ز داغی
  6. شمارهٔ ۹۳۹در کوی عشق نیست ز اهل وفا کسی
  7. شمارهٔ ۹۴۰آهم به درون دل ز تنگی
  8. شمارهٔ ۹۴۱چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.