پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۹

در کوی عشق نیست ز اهل وفا کسی

هرگز نمی شود به کسی آشنا کسی

دنبال آن که دست به وصلش نمی رسد

تا کی رود چو سایه ی مرغ هوا کسی

ما را چه چاره غیر مدارا به روزگار

هرگز مباد کار، کسی را به ناکسی

بر خاک، آبروی خود ای آسمان مریز

هرگز نکرده است بزرگی به ما کسی

همت بود بساط بزرگی، ندیده است

در خانه ی خدا بجز از بوریا کسی

رنجیده می روی ز سر کوی او سلیم

چون می شود نیاید اگر از قفا کسی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۱چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی
  2. شمارهٔ ۹۴۲صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی
  3. شمارهٔ ۹۴۳تو آن گلی که ز چشم و دلم چمن داری
  4. شمارهٔ ۹۴۴ساقی ار خواهی کنی احباب را گردآوری
  5. شمارهٔ ۹۴۵کاسهٔ ما ز سفال است، خوش این مسکینی
  6. شمارهٔ ۹۴۶لب لعلش ز میگونی لب جام است پنداری
  7. شمارهٔ ۹۴۷صراحی را منه ساقی به پیش چشم من خالی
  8. شمارهٔ ۹۴۸آب آتش تلاش یعنی می
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.