پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۷

صراحی را منه ساقی به پیش چشم من خالی

که نتوان دید جای دوستان در انجمن خالی

تنم را از ضعیفی چون غبار افشاند از دامن

دل خود را چنین کرد آخر از من پیرهن خالی

ز تیشه دست اگر برداشت، دامنگیر شیرین شد

محبت کی تواند دید دست کوهکن خالی؟

چو خامه نکته پردازی مرا در صفحه ی بزمی ست

که دایم چون نگین آنجا بود جای سخن خالی

بهشتی چون قفس در عالم ای بلبل نمی باشد

عجب دامی ست اینجا، جای مرغان چمن خالی!

به ملک هند از بس خاک غربت دلنشینم شد

وجودم کرد دامان خود از خاک وطن خالی

سلیم آن کس که گل بر خاک ما در مستی افشاند

مبادا از گل و می هرگزش دست و دهن خالی

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.