پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۱

چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی

عشق عالم‌سوز، تیغ آفتاب زندگی

خضر از سرچشمهٔ خم بی‌خبر افتاده است

جوهر می آتش مرگ است و آب زندگی

در قیامت از متاع دین و ایمانم مپرس

شد به تاراج فنا در انقلاب زندگی

عاشقان را راحتی گر هست، بعد از کشتن است

چند چون سیماب باشم در عذاب زندگی

خضر پندارد مرا از فیض عشق او ملک

کز کفن می‌آیدم بوی گلاب زندگی

عالم دیگر ترا خواهد به چشم آمد سلیم

می‌شوی بیدار اگر روزی ز خواب زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۳تو آن گلی که ز چشم و دلم چمن داری
  2. شمارهٔ ۹۴۴ساقی ار خواهی کنی احباب را گردآوری
  3. شمارهٔ ۹۴۵کاسهٔ ما ز سفال است، خوش این مسکینی
  4. شمارهٔ ۹۴۶لب لعلش ز میگونی لب جام است پنداری
  5. شمارهٔ ۹۴۷صراحی را منه ساقی به پیش چشم من خالی
  6. شمارهٔ ۹۴۸آب آتش تلاش یعنی می
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.