پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۸

دلم چون لاله افروزد ز داغی

شود روشن، چراغی از چراغی

به بزم آرایی این تیره طبعان

عبث چون شمع می سوزم دماغی

گل از نظاره منع او نمی کرد

اگر می داشت بلبل چشم زاغی

ز شوق سرو قدی، چند نالان

روم چون آب از باغی به باغی؟

که یاد آرد سلیم از ما غریبان؟

نمی‌گیرد کس از عنقا سراغی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۰آهم به درون دل ز تنگی
  2. شمارهٔ ۹۴۱چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی
  3. شمارهٔ ۹۴۲صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی
  4. شمارهٔ ۹۴۳تو آن گلی که ز چشم و دلم چمن داری
  5. شمارهٔ ۹۴۴ساقی ار خواهی کنی احباب را گردآوری
  6. شمارهٔ ۹۴۵کاسهٔ ما ز سفال است، خوش این مسکینی
  7. شمارهٔ ۹۴۶لب لعلش ز میگونی لب جام است پنداری
  8. شمارهٔ ۹۴۷صراحی را منه ساقی به پیش چشم من خالی
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.