پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۳

برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی

دود آهی نیست از دیوانه ای در گلخنی

دیگران را من چرا باید کنم تحریک عشق؟

همچو گل دارم برای آتش خود دامنی

این چنین کان بی وفا قصد دل من می کند

دشمنی هرگز نمی تازد به قلب دشمنی

آتشم در جان زد و دامن کشان از من گذشت

برق هرگز این چنین نگذشته است از خرمنی

شوق در هرجا که تعلیم سبکباری دهد

بر تن عیسی کند هر موی، کار سوزنی

ساکن بیت الحزن داغ است از تجرید من

کز عزیزان نیستم شرمندهٔ پیراهنی

داردم در آتش این هند سیه مست و ز شوق

می زند هرلحظه چون مرغ کبابم روغنی

شعر از بس گشت بی رونق، تعجب می کنم

مصرع زلفی چو بینم بر بیاض گردنی!

کس نمی داند من دیوانه را منزل کجاست

هر نفس چون دود می آیم برون از گلخنی

در میان شاهدان دلفریب روزگار

نیست همچون دختر رز، یک صراحی گردنی

شد بهار و گل شکفت و می نمی نوشد، سلیم

در جهان هرگز ندیدم همچو زاهد کودنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۵خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی
  2. شمارهٔ ۹۳۶دلم را این چمن زندان دلگیر است پنداری
  3. شمارهٔ ۹۳۷به روی جوهر ذاتی چه پرده می پوشی
  4. شمارهٔ ۹۳۸دلم چون لاله افروزد ز داغی
  5. شمارهٔ ۹۳۹در کوی عشق نیست ز اهل وفا کسی
  6. شمارهٔ ۹۴۰آهم به درون دل ز تنگی
  7. شمارهٔ ۹۴۱چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی
  8. شمارهٔ ۹۴۲صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.