پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶

خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را

که بنماید به ما خوشتر ازین گلزار، جایی را

دگر از بیم هرگز چشم نگذارد به هم گندم

اگر در خواب بیند همچو گردون آسیایی را

جهان آمیزشی با ذات حق دارد ولی فانی ست

بقا تا کی بود پیچیده بر کوهی صدایی را؟

تو خود ای دل چه خواهی کرد کز فرمان چو سرپیچد

برون کردند از جنت چو آدم کدخدایی را

سلیم از رشک همچون نقش پا از پای می‌افتم

به خاک آستان او چو بینم نقش پایی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸تا چند دیر و کعبه، مخوان این فسانه را
  2. شمارهٔ ۹ای ز چشمت خفته در چشم غزالان نازها
  3. شمارهٔ ۱۰ای ز مژگانت مرا چون خوشه در دل تیرها
  4. شمارهٔ ۱۱سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دل‌ها
  5. شمارهٔ ۱۲شراب نقل نخواهد، بگیر ساغر را
  6. شمارهٔ ۱۳به راه عشق خطر نیست بینوایان را
  7. شمارهٔ ۱۴مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
  8. شمارهٔ ۱۵پیری نشد خزان گل شاخسار ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.