پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۵۵ - نصیحت

گرت باید به گیتی سر فرازی

بکن در خویش کسب بی نیازی

که هر قدر از کسانچیزی بخواهی

ز قدر خویشتن قدری بکاهی

علی گفت ار کرم کردی‌امیری

چو اکرام از کسی خواهی اسیری

امیری از اسیری به تو ای جان

بده تا میتوانی لیک مستان

پیمبر گفت گر باید جنانت

مخواه از کس بجز یزدان اعانت

بلی جنت حقیقت بی‌نیازی است

بهشتی گشتن اصل سرفرازی است

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۵۷ - در همین مقامکسی پرسید از من سر خلقت
  2. شمارهٔ ۵۸ - نصیحتچنان بایدت زیستن در جهان
  3. شمارهٔ ۵۹ - حکایتشنیدم که مردی سعادت نصیب
  4. شمارهٔ ۶۰ - حکایتبه رستم چه خوش گفت فرزانه زال
  5. شمارهٔ ۶۱ - حکایتشنیدم که رستم به مازندران
  6. شمارهٔ ۶۲ - نصیحتاز یاد خدا مباش غافل
  7. شمارهٔ ۶۳ - حکایتگفت درویشی شبانگه با مرید
  8. شمارهٔ ۶۴ - حکایتدید مردی را عسس غلتان به خاک
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.