پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۶۴ - حکایت

دید مردی را عسس غلتان به خاک

نی ز خلق و نی ز رسوائیش باک

زد بدو پائی که بر خیز و بیا

همره من جانب دیوان سرا

گفت اگر من پای رفتن داشتم

در ره مقصود خود بگذاشتم

کی چنین در نیمهٔ ره خفتمی

رو به سوی خانهٔ خود رفتمی

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۶۶ - نصیحتای که آزردن خلقت کار است
  2. شمارهٔ ۱۰۲ - در ستایش و تعریف فردوسی علیه‌الرحمه به الفاظ فارسیدو تن پهلوان سخن در میان
  3. شمارهٔ ۱۰۴ - آقای بهمنی یکی از شعرای گستاخاشعاری اعتراض‌آمیز نسبت به خلقت سروده بودند آقای سرهنگ اخگر به جواب آن مبادرت و اشعاری سروده به اسم بی‌چون‌نامه به چاپ رساندند مدیر روزنامهٔ کانون شعرا آقای حسین مطیعی آن دو منظومه را در دسترس نویسندگان و شعرای دور و نزدیک گذاردند و از آنان نظریه خواستند
  4. شمارهٔ ۱۱۴ - غدیریه به بحر جدیدزهی عید همایون سعیدی
  5. شمارهٔ ۱۱۴ - قطعهشنیدم که کوری به خاک زمین
  6. شمارهٔ ۱۱۵ - قطعهزبان زندانی و کام تو زندان
  7. شمارهٔ ۱۱۶ - قطعه در میلاد مسعود حضرت خاتم المرسلین (ص)یکی ز اتباع عبسی پور مریم
  8. شمارهٔ ۱۱۷ - وصیت حضرت مولی‌الموالی علی علیه‌السلامشیر یزدان شاه مردان با پسر
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.