پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۶۳ - حکایت

گفت درویشی شبانگه با مرید

خیز و رو از حجره بیرون ای سعید

بارش ار می‌بارد از ابر مطیر

خار و خس از ناودانها بازگیر

گربه‌ئی ناگه ز در‌ آمد درون

آن مریدک گفت هان ای ذوفنون

گربه گر بارید باران تر بدی

کی چو زاهد خشک پا تا سربدی

لحظه‌ئی بگذشت گفتش ای فقیر

خیز و از همسایگان مقیاس گیر

کاورم کرباس‌های خود بذرع

یابم آگاهی از آن در اصل و فرع

گفت دم گربه را خالی ز شک

من همی از ذرع دانم چار یک

خیز و دم گربه را مقیاس کن

ذرع زین مقیاس آن کرباس کن

لحظهٔ دیگر بگفت از همجوار

سنگ میزان‌گیر و در نزد من آر

تا بسنجم پنبه‌های رشته را

کار کرد مدت بگذشته را

گفت من این گربه را سنجیده‌ام

بارها هم سنگ سنگش دیده‌ام

رشته را با گربه در میزان نهیم

تا تمیز وزن این از آن دهیم

لحظهٔ دیگر بگفتش ای جوان

سفرهٔ نان را بیاور در میان

بی‌سخن بر جست از جا چون سپند

سفره بی‌نان یافت گشت از غم نژند

گفت نان ما فقیران را که برد

پیر گفتش نیز آن را گربه خورد

ای نکرده خدمت و نابرده رنج

رایگان آخر چه داری چشم گنج

پیر عقلت هرچه گفت از کاملی

در ادای آن تو کردی کاهلی

نور چشم و قدرت بست و گشود

در تو نانی بود کاندر سفره بود

کاهلی شد گربه و نان تو خورد

کار کن بی‌کار کس مزدی نبرد

در عمل باری صغیر آنقدر کوش

که مراتب گربه گردد بهرموش

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۶۵ - حکایتداد درویشی از ره تمهید
  2. شمارهٔ ۶۶ - نصیحتای که آزردن خلقت کار است
  3. شمارهٔ ۱۰۲ - در ستایش و تعریف فردوسی علیه‌الرحمه به الفاظ فارسیدو تن پهلوان سخن در میان
  4. شمارهٔ ۱۰۴ - آقای بهمنی یکی از شعرای گستاخاشعاری اعتراض‌آمیز نسبت به خلقت سروده بودند آقای سرهنگ اخگر به جواب آن مبادرت و اشعاری سروده به اسم بی‌چون‌نامه به چاپ رساندند مدیر روزنامهٔ کانون شعرا آقای حسین مطیعی آن دو منظومه را در دسترس نویسندگان و شعرای دور و نزدیک گذاردند و از آنان نظریه خواستند
  5. شمارهٔ ۱۱۴ - غدیریه به بحر جدیدزهی عید همایون سعیدی
  6. شمارهٔ ۱۱۴ - قطعهشنیدم که کوری به خاک زمین
  7. شمارهٔ ۱۱۵ - قطعهزبان زندانی و کام تو زندان
  8. شمارهٔ ۱۱۶ - قطعه در میلاد مسعود حضرت خاتم المرسلین (ص)یکی ز اتباع عبسی پور مریم
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.