پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۵۶ - در محبت

محبت جلوهٔ اول ز حق دان

ز بعد کنت کنزا حببت برخوان

مرادم این بود ای یار جانی

که اسرار محبت را بدانی

چو ما بین دو کس بینی محبت

تفحص میکن و دریاب علت

محبت‌ها سه علت دارد و بس

تو پیش خویشتن می‌سنج از این پس

همی دان آن سه علت را محقق

یکی نفع و یکی شهوت یکی حق

چو علت نفع و شهوت شد محبت

شود نابود چون برخاست علت

چو علت حق بود حق بی‌زوالست

محبت را زوال اینجا محال است

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۵۸ - نصیحتچنان بایدت زیستن در جهان
  2. شمارهٔ ۵۹ - حکایتشنیدم که مردی سعادت نصیب
  3. شمارهٔ ۶۰ - حکایتبه رستم چه خوش گفت فرزانه زال
  4. شمارهٔ ۶۱ - حکایتشنیدم که رستم به مازندران
  5. شمارهٔ ۶۲ - نصیحتاز یاد خدا مباش غافل
  6. شمارهٔ ۶۳ - حکایتگفت درویشی شبانگه با مرید
  7. شمارهٔ ۶۴ - حکایتدید مردی را عسس غلتان به خاک
  8. شمارهٔ ۶۵ - حکایتداد درویشی از ره تمهید
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.