پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۴۷ - اعتذار

دفتر جان بخش وُداد بشر

عیب مدان باشد اگر مختصر

شهد شکر در کمی افزونتر است

سنگ همانا ز کمی گوهر است

باری از این بحر که شد اقتباس

نیستم از طعن کسی در هراس

چون رهی خواجهٔ نامی شدم

ریزه خور خوان نظامی شدم

با رخ زرد و دل آزرم ناک

عذر همی خواهم از آن روح پاک

هم ز اساتید نظامی روان

میطلبم عذر قصور بیان

گر به تمامی نتوانسته‌ام

گفته‌ام انقدر که دانسته‌ام

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۴۹ - حکایتبزشتی کرد تسخر عیب‌جوئی
  2. شمارهٔ ۵۰ - گل و شبنمگل و شبنم به هم در بوستانی
  3. شمارهٔ ۵۱ - تنبیهخرد را گفتم ای دانای هر راز
  4. شمارهٔ ۵۲ - حکایتشنیدستم که لقمان نکو نام
  5. شمارهٔ ۵۳ - نصیحتبکن پندی سرور آور ز من گوش
  6. شمارهٔ ۵۴ - نصیحتبخر پند و مکن حکمت فروشی
  7. شمارهٔ ۵۵ - نصیحتگرت باید به گیتی سر فرازی
  8. شمارهٔ ۵۶ - در محبتمحبت جلوهٔ اول ز حق دان
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.