پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۵۳ - نصیحت

بکن پندی سرور آور ز من گوش

گرت فرسود غم بر دفع آن کوش

ظهور غم بود از نارضائی

رضا شو تا زغم یابی رهائی

حقیقت نارضائی خود ملال است

چرا گفتن بکار ذوالجلال است

چرا گفتن بکار حق فضولی است

سزای آن فضولی این ملولی است

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۵۵ - نصیحتگرت باید به گیتی سر فرازی
  2. شمارهٔ ۵۶ - در محبتمحبت جلوهٔ اول ز حق دان
  3. شمارهٔ ۵۷ - در همین مقامکسی پرسید از من سر خلقت
  4. شمارهٔ ۵۸ - نصیحتچنان بایدت زیستن در جهان
  5. شمارهٔ ۵۹ - حکایتشنیدم که مردی سعادت نصیب
  6. شمارهٔ ۶۰ - حکایتبه رستم چه خوش گفت فرزانه زال
  7. شمارهٔ ۶۱ - حکایتشنیدم که رستم به مازندران
  8. شمارهٔ ۶۲ - نصیحتاز یاد خدا مباش غافل
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.