پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۵۱ - تنبیه

خرد را گفتم ای دانای هر راز

مرا از کار دل کن عقده‌ای باز

کند با هرکس این دل آشنائی

همی سوزد بهنگام جدائی

بگفتا دوستی کاریست مشکل

چه بندی رایگان بر این و آن دل

محبت بهر یار جاودانی است

کجا در خور بهر محبوب فانی است

ببین با کیستت آخر سروکار

همان را اول و آخر نگه‌دار

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۵۳ - نصیحتبکن پندی سرور آور ز من گوش
  2. شمارهٔ ۵۴ - نصیحتبخر پند و مکن حکمت فروشی
  3. شمارهٔ ۵۵ - نصیحتگرت باید به گیتی سر فرازی
  4. شمارهٔ ۵۶ - در محبتمحبت جلوهٔ اول ز حق دان
  5. شمارهٔ ۵۷ - در همین مقامکسی پرسید از من سر خلقت
  6. شمارهٔ ۵۸ - نصیحتچنان بایدت زیستن در جهان
  7. شمارهٔ ۵۹ - حکایتشنیدم که مردی سعادت نصیب
  8. شمارهٔ ۶۰ - حکایتبه رستم چه خوش گفت فرزانه زال
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.