پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۴۶ - حکایت

شیر خدا رهبر اهل یقین

حیدر صفدر شه دنیا و دین

سوی قبورش بفتادی گذار

گفت که ای معتکفان مزار

باغ و سرا سیم و زر و خانمان

آنچه نهادید شد از دیگران

این خبر خانه و مال شما

چیست در آن مرحله حال شما

بهر اجابت ز شه ارجمند

از طرفی گشت ندائی بلند

کانچه که خوردیم از آن خورده بیش

سود نبردیم ز‌ اموال خویش

و انچه نهادیم به ملک جهان

حاصل ما زان نشد الا زیان

و انچه از آن روی طمع تافتیم

پیش فرستاده کنون یافتیم

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۴۸ - حکایتشنیدستم بدیوانه نمائی
  2. شمارهٔ ۴۹ - حکایتبزشتی کرد تسخر عیب‌جوئی
  3. شمارهٔ ۵۰ - گل و شبنمگل و شبنم به هم در بوستانی
  4. شمارهٔ ۵۱ - تنبیهخرد را گفتم ای دانای هر راز
  5. شمارهٔ ۵۲ - حکایتشنیدستم که لقمان نکو نام
  6. شمارهٔ ۵۳ - نصیحتبکن پندی سرور آور ز من گوش
  7. شمارهٔ ۵۴ - نصیحتبخر پند و مکن حکمت فروشی
  8. شمارهٔ ۵۵ - نصیحتگرت باید به گیتی سر فرازی
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.