پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

ز ممکنات توان دید طلعت او را

که یک یک آینه‌اند آن جمال نیکو را

گرش مشاهده خواهی ز خویش چشم‌بپوش

که او ز دیدهٔ خود بین نهان کند رو را

ز خویش گم شو و آنگه خدای را میجوی

که واجبست ز خود گم شدن خداجو را

تهی نکرده ز هر بو مشام کی شنوی

شمیم دلکش آن طرهٔ سمن بو را

رواست کار خدایی ز دوستدار خدا

که اتصال به آن بحر باشد این جو را

درآ به مذهب عشق و فسانه بین و فسون

میانهٔ ملل این شورش و هیاهو را

مگر صغیر نداند حکایتی جز عشق

که نیست جز سخن عشق بر زبان او را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴زین سرونشان یافتم آن سرونشان را
  2. شمارهٔ ۵زاهدا کمتر نصیحت کن من دیوانه را
  3. شمارهٔ ۶چو من آراستم ز آیینه دل جلوه‌گاهش را
  4. شمارهٔ ۷هر گه بیفشانی به رخ زلف سیاه خویش را
  5. شمارهٔ ۸ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا
  6. شمارهٔ ۹از آن ندیده کسی آفتاب روی تو را
  7. شمارهٔ ۱۰به چنگ آرم شبی گر طره جانانهٔ خود را
  8. شمارهٔ ۱۱شبی فرهاد اگر بیند به خواب آن لعل نوشین را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.