پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت

هلالی گشت پشت روزه داران مه رویت

نه دین از کفر بشناسم نه روز از شب که بگذارد

دمی افتم بفکر خویشتن یاد رخ و مویت

فراهم می‌کنم بهر خود اسباب پریشانی

که شاید نسبتی پیدا کند حالم بگیسویت

نگشتی سجده گاه خلق عالم تا ابد کعبه

نکردی در ازل گر سجده بر محراب ابرویت

فکند از غمزهٔی ها رو ترا در چه من مسکین

توانم چون سلامت جان برم از چشم جادویت

مقیم آنکو بکویت شد نمیجوید بهشت آری

بهشت است آرزومند مقیمان سر کویت

من ار دیدار گل جویم و گر مشک ختن بویم

از ایندارم غرض رنگت وزآندارم طمع بویت

صغیر از آستانت کی تواند روی برتابد

که هر سو روی بنماید دل او را میکشد سویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست
  2. شمارهٔ ۱۳۹جز معرفت از بهر بشر خاصیتی نیست
  3. شمارهٔ ۱۴۰حجه قائم که جبریل‌امین دربان اوست
  4. شمارهٔ ۱۴۱دانم که ره کعبه و بتخانه کدامست
  5. شمارهٔ ۱۴۲ای جسم تو بگرفته ز جان باج لطافت
  6. شمارهٔ ۱۴۳با ما مگو که دیر کجا و حرم کجاست
  7. شمارهٔ ۱۴۴از حرم بگذر که اینجا خرگه آن شاه نیست
  8. شمارهٔ ۱۴۵آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.