پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

دلبرم شانه بگیسوی شبه گون زده است

بدو صد سلسله دل باز شبیخون زده است

بر لب جام بود بوسه زدن فرض که آن

یار را بوسه بسی بر لب میگون زده است

ای که لیلی طلبی خرگه خود را آن ماه

در بیابان دل خستهٔ مجنون زده است

عاشقان از همه کیشند بدر کلک قضا

نام این طایفه از دایره بیرون زده است

در ره عشق خدا مرد ره آنست که نعل

ترکمان وار در این بادیه وارون زده است

منت از ساقی نامشفق گردون نکشد

می چو من هر که ز جام دل پرخون زده است

نه عجب خرمن من سوخت گر از آتش عشق

عشق برقیستکه بر خرمن گردون زده است

تا گدائی در شاه نجف یافت صغیر

پای بر ملک جم و دولت قارون زده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت
  2. شمارهٔ ۱۳۷دیگرم پروای خویش اندیشهٔ بیگانه نیست
  3. شمارهٔ ۱۳۸مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست
  4. شمارهٔ ۱۳۹جز معرفت از بهر بشر خاصیتی نیست
  5. شمارهٔ ۱۴۰حجه قائم که جبریل‌امین دربان اوست
  6. شمارهٔ ۱۴۱دانم که ره کعبه و بتخانه کدامست
  7. شمارهٔ ۱۴۲ای جسم تو بگرفته ز جان باج لطافت
  8. شمارهٔ ۱۴۳با ما مگو که دیر کجا و حرم کجاست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.