پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

ببزم قرب چو دیدم میانهٔ من و دوست

حجاب و پرده و حائل تصور من و اوست

ز جای جستم و خود را فدای او کردم

که تا نماند کسی در مقام الا دوست

مر اینسخن نپذیرد جز آنکه گوش دلش

رهین زمزمهٔ لا اله الا هوست

فکنده‌ام سر خود را چو گو بمیدانی

که سروران سرافراز را سر آنجا گوست

مرا بکعبه چه خوانی برب کعبه قسم

که سجده گاه من ابروی آن کمان ابروست

هزار مرتبه مینو فدای حور وشی

که یک تبسم او بهتر از دوصد مینوست

صغیر بر تو جفائی اگر ز دوست رسید

منال هر چه که از دوست میرسد نیکوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴دلبرم شانه بگیسوی شبه گون زده است
  2. شمارهٔ ۱۳۵تنها براه دوست نباید ز جان گذشت
  3. شمارهٔ ۱۳۶بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت
  4. شمارهٔ ۱۳۷دیگرم پروای خویش اندیشهٔ بیگانه نیست
  5. شمارهٔ ۱۳۸مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست
  6. شمارهٔ ۱۳۹جز معرفت از بهر بشر خاصیتی نیست
  7. شمارهٔ ۱۴۰حجه قائم که جبریل‌امین دربان اوست
  8. شمارهٔ ۱۴۱دانم که ره کعبه و بتخانه کدامست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.