پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

هر که بدید از تو این فراخته قامت

گفت که یاران قیام کرده قیامت

پیش تو سرو سهی ز پای درافتد

زانکه ندارد توان و تاب اقامت

جز روش عشق و کار باده پرستی

آخر هر کار حسرتست و ندامت

پا به سر جان نه و در آبره عشق

ورنه سر خویش گیر و راه سلامت

همچو دهانت ز حسرت لبت ای شوخ

هیچ ز من جز سخن نمانده علامت

هست ز چشم و لب تو آنچه بعالم

قصه ز سحر است و داستان ز کرامت

ختم به نام تو دلبری بود و هم

ختم به نام ولی عصر‌ام امامت

آنکه بحق قائمست و عالم هستی

نیست مگر ظل آن فراخته قامت

بخت خدا داده چیست اینکه خدا کرد

خط غلامیش بر صغیر کرامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳هر گوشه فتنه ایست ز چشمان مست تست
  2. شمارهٔ ۱۳۴دلبرم شانه بگیسوی شبه گون زده است
  3. شمارهٔ ۱۳۵تنها براه دوست نباید ز جان گذشت
  4. شمارهٔ ۱۳۶بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت
  5. شمارهٔ ۱۳۷دیگرم پروای خویش اندیشهٔ بیگانه نیست
  6. شمارهٔ ۱۳۸مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست
  7. شمارهٔ ۱۳۹جز معرفت از بهر بشر خاصیتی نیست
  8. شمارهٔ ۱۴۰حجه قائم که جبریل‌امین دربان اوست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.