پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۳۷ - در مناجات‌ و خطاب‌ به‌ حضرت‌ قاضی‌ الحاجات‌

یا حسین‌(ع) ای سامع‌ الدعوات‌ ما

ای جنابت‌ قاضی‌ الحاجات‌ ما

گرچه‌ آگاهی‌ ز حاجات‌ همه‌

واقفی‌ از قلب‌ و نیّات‌ همه‌

نیست‌ حاجت‌ پیشت‌ اظهار سؤال

خود تو دانی‌ حاجت‌ ما بی‌ مقال

لیک‌ چون گفتی‌ تو ادعونی‌ بها

رد امرت‌ نیست‌ حد ما شها

پس‌ به‌ درگاهت‌ کنم‌ روی نیاز

با تو گویم‌ فاش، دارم آنچه‌ راز

گرچه‌ از بسیاری جرم و خطا

بر جنابت‌ نیستم‌ روی دعا

لیک‌ هستی‌ چون تو غفار الذنوب‌

عالِم‌ الاسرار و ستّار العیوب

خاصه‌ ستّار عیوب‌ بنده ات‌

سر به‌ پیش‌ از جرم خویش‌ افکنده ات‌

اولین‌ خلعت‌ که‌ از لطفت‌ سزاست‌

بندة مداح را عفوِ خطاست‌

گرچه‌ جرم من‌ نبود از اختیار

بل‌ مقدر بود و بر پا رفت‌ خار

لیک‌ این‌ نی‌ شرط عجز و بندگی‌ است‌

که‌ عیان گویم‌ گناه از بنده نیست‌

ظاهر و باطن‌ تو دانی‌ و صفی‌

زآنچه‌ بر وی رفت‌ پیدا و خفی‌

زآنچه‌ کردم بر من‌ از رحمت‌ مگیر

توبه‌ آوردم تو شو توبه‌ پذیر

جمله‌ حاجاتم‌ تو دانی‌ بی‌ سؤال

نیست‌ حاجت‌ بر کریمان عرض حال

خاصه‌ چون من‌ مجرمی‌ با خوف‌ و بیم‌

خاصه‌ چون تو شاه رحمن‌ و رحیم‌

گر بخوانی‌، ور برانی‌ از درم

باز بر درگاه خود، بینی‌ سرم

گرچه‌ شأنت‌ برتر است‌ از هر ثنا

نیست‌ نعتت‌ حد هر گیج‌ و گدا

گر دهی‌ توفیق‌ تا سازم رقم‌

حال عشاق تو را نعم‌ النعم‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۹ - در بیان آنکه‌ عجز و انکسار و لابه‌ و گریه‌ سالک‌ را شرط سلوک است‌ و از لوازم محبت‌ و به‌ نور گریه‌ پرده های ظلمانی‌ انانیتش‌ رقیق‌ گرددآری از این‌ گریه‌ دل روشن‌ شود
  2. بخش ۴۰ - عرض حال نمودن ملائکه‌ با آن جناب‌ و تمنای یاری نمودن و جواب‌ آن برگزیدة حضرت‌ رب الارباب‌پس‌ ملایک‌ محو و بی‌ خویش‌ آمدند
  3. بخش ۴۱ - خطاب‌ آن سلطان انس‌ و جان به‌ جنیان و شرح مسئله‌ قابلیات‌ اشیاء، در ضمن‌ بیان مطلب‌ را دریابهان بیا زعفر چه‌ باشد حاجتت‌
  4. بخش ۴۲ - در معنی‌ السعید سعید فی‌ بطن‌ امه‌ والشقی‌ شقی‌ فی‌ بطن‌ امه‌حق‌ تعالی‌ چونکه‌ ارسال وجود
  5. بخش ۴۳ - رجوع به‌ حکایت‌ زعفر جنی‌ و جنیاندر سعادت‌ زعفرا نیک‌ اختری
  6. بخش ۴۴ - خطاب‌ آن سلطان لولاک با افلاکآسمانا حاجت‌ عرض تو چیست‌
  7. بخش ۴۵ - خطاب‌ با زمین‌ و کوههاای زمین‌ آرام گیر این‌ جنبشت‌
  8. بخش ۴۶ - خطاب‌ بحر آفرین‌ به‌ دریاهابحرها طغیان خود را وانهید
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.