پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۴۳ - رجوع به‌ حکایت‌ زعفر جنی‌ و جنیان

در سعادت‌ زعفرا نیک‌ اختری

مر مرا در هر دو عالم‌ یاوری

هرکه‌ دارد حد خود را بی‌ دروغ‌

هست‌ در فطرت‌ سعید و با فروغ‌

یار ما باشند اشیاء پس‌ تمام

زآنکه‌ باشد هرکه‌ را حد و مقام

وز حد خود هم‌ تعدی ناورند

پس‌ به‌ حد خویش‌ ما را یاورند

جز بنی‌ آدم که‌ غیر قانعند

جمله‌ اشیاء در حد خود واقعند

حد آدم چون بود ز اشیاء فزون

زآن رود از حد خود هر دم برون

هست‌ این‌ تکلیف‌ خود حد بشر

چون نهاد او را جماد است‌ ای پسر

بل‌ جماد اندر حد خود قائم‌ است‌

حد آدم چون ندارد سالم‌ است‌

وآدم ار بیرون رود از حد خویش‌

از سعادت‌ بهره ای نبود جویش‌

حد آدم بندگی‌ و طاعت‌ است‌

واستقامت‌ در صراط وحدت‌ است‌

ور تو گویی‌ این‌ برون از وسع‌ ماست‌

هم‌ سعادت‌ هم‌ شقاوت‌ از خداست‌

پس‌ تو را تکلیف‌ لغو است‌ و سقیم‌

سر زند هرگز کجا لغو از حکیم‌

گر تو بودی در عمل‌ بی‌اختیار

کی‌ تو را تکلیف‌ بود از کردگار

غیر هفتاد و دو تن‌ در کربلا

کس‌ نبود ار قابل‌ امر خدا

العیاذ باﷲ آن سلطان دین‌

لغو می‌کردی تمنّا پس‌ معین‌

هم‌ عدو در قتل‌ شه‌ مجبور بود

پس‌ مؤاخذ نیست‌ چون معذور بود

صاحب‌ این‌ اعتقاد آن گشته‌ است‌

کاعوجاج او ز حد بگذشته‌ است‌

هین‌ برو زعفر که‌ حد جن‌ نی‌ است‌

آنچه‌ آدم داند و حد وی است‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۴۵ - خطاب‌ با زمین‌ و کوههاای زمین‌ آرام گیر این‌ جنبشت‌
  2. بخش ۴۶ - خطاب‌ بحر آفرین‌ به‌ دریاهابحرها طغیان خود را وانهید
  3. بخش ۴۷ - خطاب‌ رب‌ العباد به‌ بادمی‌ وزی اینسان چرا ای باد تند
  4. بخش ۴۸ - سخن‌ گفتن‌ آن ذات‌ عالی‌ از اندیشه‌ و ادراک با خاکمر تو را ای خاک چبود گفتگو
  5. بخش ۴۹ - رجوع به‌ مکالمه‌ آن سلطان عباد با جناب‌ سید سجاد روحی‌ فداهماای علی‌ تو گرچه‌ خاکی‌ نسبتی‌
  6. بخش ۵۰ - در جهاد آن فارس میدان وحدت‌ و معنی‌ لا اله‌ الا ﷲبار دیگر ذوالجناح تیز پی‌
  7. بخش ۵۱ - در معنی‌؛ إن الصلاه تنهی‌ عن‌ الفحشاء و المنکر و لذکر ﷲ اکبرگوش دل را برگشا بازم به‌ راز
  8. بخش ۵۲ - در معنی‌ نزلونا عن‌ الربوبیه‌ ثم‌ قولوا فی‌ فضلنا ماشئتم‌ فرمایدلاجرم با رهروان ناتمام
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.