پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۴۶ - خطاب‌ بحر آفرین‌ به‌ دریاها

بحرها طغیان خود را وانهید

جملگی‌ بر جای خود ساکن‌ شوید

کرده خون عاشقان امروز جوش

مر شما بنهید این‌ جوش و خروش

از برای عشق‌ این‌ خونها شده

روی دشت‌ از موج خون دریا شده

عاشقان را آنقدر جوش دل است‌

جوش و طغیان شما بی‌ حاصل‌ است‌

تا توانی‌ گو دل عاشق‌ بجوش

بحر را نبود چنین‌ جوش و خروش

عاشق‌ دیوانه‌ را زد بوی خون

بر دماغ‌ و گشت‌ سر تا پا جنون

بحر خون گردیده چشم‌ عاشقان

کرده طوفان بحرهای جانشان

مر شما را از تعشق‌ بهره نیست‌

پیش‌ بحر جان عاشق‌ زهره نیست‌

بحرها را چیست‌ جوش و انقلاب‌

زهرة شیران شده است‌ امروز آب‌

جوش دل ها زهره ها را پاره کرد

جوش دریا را که‌ بتوان چاره کرد

خاصه‌ این‌ دریا که‌ بحر وحدت‌ است‌

ماهی‌ و موجش‌ جلال و سطوت‌ است‌

وآن نهنگانش‌ همه‌ دریا دِلند

باطناً دریا به‌ ظاهر ساحلند

هین‌ مثال بحر را بر کف‌ مزن

تو چه‌ دانی‌ سرّ دریا کف‌ مزن

بحر چبود پیش‌ بحر جان ما

نسبت‌ او چیست‌ با طوفان ما

نیم‌ جوشی‌ بحر گوهر زای عشق‌

گر کند عالم‌ شود دریای عشق‌

گر نهنگش‌ برگشاید پرّ و چنگ‌

بحر امکان بهر او سخت‌ است‌ تنگ‌

بحرها بنهید این‌ تشویش‌ را

جوش و آشوب‌ و خروش خویش‌ را

گرچه‌ ز امر حق‌ دگر امروز هی‌

روز طوفان است‌ و آبی‌ لیک‌ نی‌

مر شما ساکن‌ شوید از اضطراب‌

وا گذارید اغتشاش و انقلاب‌

زآنکه‌ این‌ طوفان نه‌ آبی‌ خونی‌ است‌

وز برای عاشقان بی‌ چونی‌ است‌

چون شما از مهر ما کردید جوش

وآمدید از بهر ما اندر خروش

صد هزاران عزّت‌ از ما یافتید

عمق‌ و بسط‌ و هیبت‌ از ما یافتید

مر شما را قسمت‌ از ما گنج‌ بود

قسمت‌ عاشق‌ بلا و رنج‌ بود

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۴۸ - سخن‌ گفتن‌ آن ذات‌ عالی‌ از اندیشه‌ و ادراک با خاکمر تو را ای خاک چبود گفتگو
  2. بخش ۴۹ - رجوع به‌ مکالمه‌ آن سلطان عباد با جناب‌ سید سجاد روحی‌ فداهماای علی‌ تو گرچه‌ خاکی‌ نسبتی‌
  3. بخش ۵۰ - در جهاد آن فارس میدان وحدت‌ و معنی‌ لا اله‌ الا ﷲبار دیگر ذوالجناح تیز پی‌
  4. بخش ۵۱ - در معنی‌؛ إن الصلاه تنهی‌ عن‌ الفحشاء و المنکر و لذکر ﷲ اکبرگوش دل را برگشا بازم به‌ راز
  5. بخش ۵۲ - در معنی‌ نزلونا عن‌ الربوبیه‌ ثم‌ قولوا فی‌ فضلنا ماشئتم‌ فرمایدلاجرم با رهروان ناتمام
  6. بخش ۵۳ - در معنی‌ یا من‌ اسمه‌ دواء و ذکره شفاءاز دواها حاصل‌ و قصدت‌ شفاست‌
  7. بخش ۵۴ - در تطبیق‌ این‌ دو حدیث‌که‌ لنا مع‌ ﷲ حالات‌ هو نحن‌ و نحن‌ هو و نحن‌ نحن‌ و هو هو و حدیث‌ دیگر که‌ ما عرفناک حق‌ معرفتک‌ فرمایدتا شکسته‌ عشق‌ مُهر نطق‌ من‌
  8. بخش ۵۵ - در شرح حال خود و رجوع به‌ قتال آن شاه ذوالجلالهرچه‌ نوشد می‌ ز خُم‌ّ وصف‌ دوست‌
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.