پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۵۲ - در معنی‌ نزلونا عن‌ الربوبیه‌ ثم‌ قولوا فی‌ فضلنا ماشئتم‌ فرماید

لاجرم با رهروان ناتمام

دم ز حرف‌ نزلونی‌ زد امام

بهر ما دُرّ عبودیّت‌ بسُفت‌

نزلونی‌ عن‌ ربوبیّت‌ بگفت‌

این‌ عبودیّت‌ بطون برزخی‌ است‌

غیر رب‌ در بطن‌ آخر گو تو کیست‌

این‌ عبودیّت‌ صراط و خط‌ ماست‌

در مقام نقطه‌ غیر از رب‌ کجاست‌

تا تویی‌ از نقطه‌ نازل ای عمو

در رهی‌ تو، راه را منزل مگو

تا تویی‌ از نقطه‌ نازل ای اخی‌

سالکی‌ در بطن‌های برزخی‌

تا تویی‌ از نقطه‌ نازل در رهی‌

نیستت‌ از سرّ نقطه‌ آگهی‌

خط‌ِّ خود را گر که‌ خوانی‌ نقطه‌ تو

غالی‌ ای از حد خود بی‌گفتگو

تا تو در راهی‌ هنوز ای بوالکرب‌

غالی‌ ای،گر عبد را خوانی‌ تو رب

‌پیر سبحانی‌ که‌ مقصود ره است‌

تا تو در راهی‌ یقین‌ عبدﷲ است‌

شاه فردانی‌ که‌ نقطه‌ تحت‌ باست‌

چون شدی واصل‌ یقین‌ ذات‌ خداست‌

گفت‌ زآن بدهند سلطان عقول

رهروان ما را ز ربیّت‌ نزول

در حق‌ ما پس‌ جز این‌ تا در ره اند

گو بگویند آنچه‌ زآن چیز آگه ‌اند

ور ز حد خود تجاوز آورند

غالی‌اند و فضل‌ ما را منکرند

زآنکه‌ بر خط‌، وصف‌ نقطه‌ کرده اند

گوهر حق‌ را به‌ باطل‌ سُفته‌اند

این‌ سخن‌ بر واصلان نقطه‌ نیست‌

زآنکه‌ نقطه‌ ذات‌ آن رب‌ غنی‌ است‌

نقطه‌ را وصف‌ عبودیّت‌ کجاست‌

ور نگویی‌ نقطه‌ را نقطه‌ خطاست‌

ذکر اکبر پس‌ مقام نقطه‌ است‌

سکه‌ وحدت‌ به‌ نام نقطه‌ است‌

در مقام ذکر اکبر شد هلا

ذاکر اندر ذات‌ مذکورش فنا

معنی‌ ذکر حقیقی‌ این‌ بود

وآن ز بهر مرد وحدت‌ بین‌ بود

اکبر آمد ذکر از این‌ رو از صلاة

که‌ دهد یکجا ز هر علت‌ شفات‌

حاصل‌ اسمات‌ در ذکر خفی‌ است‌

چون اثر کاندر دواها مختفی‌ است‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵۴ - در تطبیق‌ این‌ دو حدیث‌که‌ لنا مع‌ ﷲ حالات‌ هو نحن‌ و نحن‌ هو و نحن‌ نحن‌ و هو هو و حدیث‌ دیگر که‌ ما عرفناک حق‌ معرفتک‌ فرمایدتا شکسته‌ عشق‌ مُهر نطق‌ من‌
  2. بخش ۵۵ - در شرح حال خود و رجوع به‌ قتال آن شاه ذوالجلالهرچه‌ نوشد می‌ ز خُم‌ّ وصف‌ دوست‌
  3. بخش ۵۶ - در بیان وجوب‌ لطفبر وجود لطف‌ هر شی‌ء زنده است‌
  4. بخش ۵۷ - در خطاب‌ با لطیف‌ وهابیا حسین‌(ع) ای شاه ذو لطف‌ خفی‌
  5. بخش ۵۸ - رجوع به‌ مطلب‌ و بیان عدل و سرّ صراط در ضمن‌ آنچون سخن‌ پیش‌ آمد از لطف‌ خفی‌
  6. بخش ۵۹ - در تحقیق‌ علم‌ حضوری و حصولیعلمی‌ آن کو عین‌ ذات‌ داور است‌
  7. بخش ۶۰ - رجوع آن جناب‌ به‌ خیمه‌ گاه در وداع آخرشاه دین‌ برگشت‌ اندر خیمه‌گاه
  8. بخش ۶۱ - در بیان تفویض‌ نمودن آن سلطان کونین‌ و قره العین سید ثقلین‌ خلافت‌ صوری و معنوی را به‌ فرزند خود حضرت‌ علی‌ بن‌ الحسین‌(ع)شد طبیب‌ دردمندان یار عشق‌
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.