پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۶۰ - رجوع آن جناب‌ به‌ خیمه‌ گاه در وداع آخر

شاه دین‌ برگشت‌ اندر خیمه‌گاه

تا نماید ملک‌ را تفویض‌ شاه

کودکان پاک معصوم از جناح

چونکه‌ بشنیدند بانگ‌ ذوالجناح

جملگی‌ از خیمه‌ بیرون ریختند

خوش به‌ دامانش‌ چو گرد آویختند

همچو لوح معتدل دامان شاه

کسرها ر ا داد اندر خویش‌ راه

گشت‌ از آن پروانگان خسته‌ جان

دامن‌ آن شمع‌ دین‌ پروانه‌ دان

آری آنان کز دو کون آواره اند

دائماً غم‌ پرور و غم‌ خواره اند

بی‌مکان گردیده از فرمان حق‌

جایشان نبود به‌ جز دامان حق‌

وآن زنان مستمند ناتوان

همچو پروانه‌ به‌ دورش پر زنان

ذوالجناح عشق‌ از سر تا به‌ دُم

زیر بوسه‌ آل عصمت‌ گشت‌ گم‌

ناله‌ زینب‌(س) نمی‌آید به‌ گوش

اندر اینجا رفته‌ پنداری ز هوش

نیست‌ زینب‌(س) وقت‌ بی‌ هوشی‌ تو

تنگدل شد شه‌ ز خاموشی‌ تو

بلبل‌ عشقی‌ تو بر گل‌ زنده ای

پیش‌ گل‌ بر صد نوا زیبنده ای

گل‌ به‌ دست‌ آمد کجا شد جوش تو

یا ز بوی گل‌ ز سر شد هوش تو

بر تو گرید دیدة گل‌ بی‌ حساب‌

بهر بی‌ هوشان روا باشد گلاب‌

ای صفی‌ بگذار این‌ هنگامه‌ را

سوختی‌ هم‌ دفتر و هم‌ خامه‌ را

جان همی‌ خواهد کند تن‌ را وداع

زندگی‌ ما را بود زین‌ پس‌ صداع

مرگ باشد گرچه‌ تلخ‌ اندر عیان

خوشتر است‌ از استماع این‌ بیان

اول و آخر نداند مرد دین‌

بگذر از شرح وداع آخرین‌

خود مشو زین‌ بیش‌ آتش‌کش‌، بس‌ است‌

سوزش دل را همین‌ آتش‌ بس‌ است‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۶۲ - درمکالمه‌ آن حضرت‌ با علیا جناب‌ سکینه‌ خاتون و بیان آنکه‌ تولای به‌ ولی‌ِّ وقت‌ تولای به‌ حق‌ است‌شد سکینه‌ دامنش‌ را برگرفت‌
  2. بخش ۶۳ - در تحقیق‌ وجود مطلق‌می‌ شکستم‌ تاکنون ای جان طلسم‌
  3. بخش ۶۴ - خطاب‌ به‌ نفس‌ ناطقه‌ درویش‌ مجذوبهین‌ چه‌ می‌گویی‌ صفی‌ هشیار شو
  4. بخش ۶۵ - آمدن آن جوانمرد پاک فطرت‌ حق‌ پرست‌ عیسوی ملت‌ به‌ قتلگاهذات‌ پاک لا بشرط بی‌قرین‌
  5. بخش ۶۶ - در معنی و لوشاء لهدیکم‌ اجمعینگفت‌ یزدان بر صراط روشنم‌
  6. بخش ۶۷ - در نصیحت‌ صورت‌ پرستان بی‌شریعت‌ که‌ به‌ اسم‌ شرع اکتفاء نموده و از معنی‌ بی‌خبرندای اخی‌ بر خود تنیدن تا به‌ کی‌
  7. بخش ۶۸ - در معنی‌ کریمه‌ و ثیابک‌ فطهررو بخوان طهر ثیابک‌ را تو باز
  8. بخش ۶۹ - در تمامی‌ مطلب‌ نصاری و راه یافتن‌ او به‌ مقصد اصلی‌ به‌ دعوت‌ حضرت‌ عیسی‌ علیه‌ السلامای نصارا خواب‌ عاشق‌ صادق است‌
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.