پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۶۲ - درمکالمه‌ آن حضرت‌ با علیا جناب‌ سکینه‌ خاتون و بیان آنکه‌ تولای به‌ ولی‌ِّ وقت‌ تولای به‌ حق‌ است‌

شد سکینه‌ دامنش‌ را برگرفت‌

داستان عاشقی‌ از سر گرفت‌

کای پدر داری دگر عزم کجا

دل ز ما بگرفته‌ای دیگر چرا

مر ز ما ظاهر خطایی‌ دیده ای

که‌ دل از ما بی‌کسان ببریده ای

گفت‌ شه ‌، دارم هوای کوی دوست‌

آنکه‌ در هر جا نگهدار تو اوست‌

می‌روم گر من‌ خدا یار شماست‌

ظاهر و باطن‌ نگهدار شماست‌

مر علی‌(ع) شد بر شما شاه و امیر

با علی‌(ع) همراه خواهی‌ شد اسیر

در اسیری او شما را یاور است‌

تا به‌ مقصد رهنما و رهبر است‌

چون علی‌ شد رهنما ای نور عین‌

می‌رساند عنقریبت‌ بر حسین‌(ع)

این‌ بگفت‌ و تاخت‌ در میدان سمند

من‌ چه‌ گویم‌ زین‌ پس‌ آمد نطق‌ بند

عقل‌ شد بس‌ تنگ‌ میدان سخن‌

گشته‌ ویلان در بیابان سخن‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۶۴ - خطاب‌ به‌ نفس‌ ناطقه‌ درویش‌ مجذوبهین‌ چه‌ می‌گویی‌ صفی‌ هشیار شو
  2. بخش ۶۵ - آمدن آن جوانمرد پاک فطرت‌ حق‌ پرست‌ عیسوی ملت‌ به‌ قتلگاهذات‌ پاک لا بشرط بی‌قرین‌
  3. بخش ۶۶ - در معنی و لوشاء لهدیکم‌ اجمعینگفت‌ یزدان بر صراط روشنم‌
  4. بخش ۶۷ - در نصیحت‌ صورت‌ پرستان بی‌شریعت‌ که‌ به‌ اسم‌ شرع اکتفاء نموده و از معنی‌ بی‌خبرندای اخی‌ بر خود تنیدن تا به‌ کی‌
  5. بخش ۶۸ - در معنی‌ کریمه‌ و ثیابک‌ فطهررو بخوان طهر ثیابک‌ را تو باز
  6. بخش ۶۹ - در تمامی‌ مطلب‌ نصاری و راه یافتن‌ او به‌ مقصد اصلی‌ به‌ دعوت‌ حضرت‌ عیسی‌ علیه‌ السلامای نصارا خواب‌ عاشق‌ صادق است‌
  7. بخش ۷۰ - حکایت‌ شیخ‌ شبلی‌ رحمت‌ ﷲ علیه‌ و ﷲ گفتنش‌ در نزد حضرت‌ جنید نورﷲ روحهشبلی‌ اندر نزد شیخ‌ دین‌ جنید
  8. بخش ۷۱ - در بیان شهادت‌ عبدﷲ بن‌ الحسین‌ علیه‌ السلامبر لبم‌ چون نام عبدﷲ رفت‌
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.