پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۶۸ - در معنی‌ کریمه‌ و ثیابک‌ فطهر

رو بخوان طهر ثیابک‌ را تو باز

حمل‌ آن را لیک‌ کم‌ کن‌ بر مجاز

صورت‌ آن جامه‌ کوته‌ کردن است‌

معنی‌ آن ز آرزوها مردن است‌

جامه‌ء کوته‌ بود دور از دنس‌

رجس‌ باطن‌ چیست‌؟ آمال و هوس

رجس‌ ظاهر زود ز آبی‌ در گذشت‌

وین‌ نگردد پاک تا تن‌ پی‌ نگشت‌

آن طهارت‌ جامه‌ یعنی‌ دار دور

از دنس‌ وین‌ دامن‌ از لوث‌ غرور

جامه‌ را کوتاه شاید زود کرد

آنکه‌ هِشت‌ آمال خود را جود کرد

فهم‌ قصر جامه‌ را داری تو لیک‌

فهم‌ قصر آرزویت‌ نیست‌ لیک‌

همچنین‌ دان جمله‌ احکام شرع

صورتش‌ را هست‌ جانی‌ ز اصل‌ و فرع

مر وضو را هست‌ این‌ معنی‌ که‌ باز

دست‌ شو از خلق‌ و با حق‌ کن‌ نیاز

تا نشویی‌ دست‌ از خلق‌ ای عمو

مر تو را نبود کمالی‌ در وضو

در شریعت‌ بر تو شد حکم‌ وضو

که‌ بشویی‌ وقت‌ سجده دست‌ و رو

وآن بود حکم‌ ولایت‌ کز نیاز

باز شویی‌ دست‌ از خلق‌ مجاز

لیک‌ گر بر ترک شرعت‌ زهره است‌

از ولایت‌ جان تو بی‌بهره است‌

زآنکه‌ معنی‌ راست‌ بی ‌شک‌ صورتی‌

ترک صورت‌ گر کنی‌ در آفتی‌

صورت‌ بی‌ مغز و معنی‌ ممکن‌ است‌

معنی‌ بی‌ صورت‌ امّا موهن‌ است‌

از شریعت‌ هر که‌ را نبود فروغ‌

در ولایت‌ دعویش‌ باشد دروغ‌

زآنکه‌ از حق‌ این‌ دو با هم‌ توأمند

یکدگر را در مدد مستلزمند

معنی‌ کافور و سرّ زنجبیل‌

کت‌ به‌ قرآن گفت‌ آن رب‌¸ جلیل‌

شرع احمد(ص) وآن ولای مرتضاست‌(ع)

ور سلوک و جذب‌ هم‌ خوانی‌ رواست‌

جذبه‌ گر نبود سلوکت‌ را ز پی‌

می‌رسی‌ از ره تو بر مقصود کِی‌

ور سلوکت‌ رفت‌ و جذبت‌ شد مدام

محترق گردی و گردد کار خام

شرح این‌ اجمال گفتم‌ پیش‌ از این‌

با تو در ایاک نعبد نستعین‌

نستعین‌ یعنی‌ چه‌، در راه آمدم

در سلوک از حق‌ اعانت‌ بایدم

چون اعانت‌ خواست‌ مرد رهسپار

در طریق‌ بندگی‌ از کردگار

بی‌ گمان در خواب‌ شرع با نسق‌

راست‌ گردد آنچه‌ بیند مرد حق‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۷۰ - حکایت‌ شیخ‌ شبلی‌ رحمت‌ ﷲ علیه‌ و ﷲ گفتنش‌ در نزد حضرت‌ جنید نورﷲ روحهشبلی‌ اندر نزد شیخ‌ دین‌ جنید
  2. بخش ۷۱ - در بیان شهادت‌ عبدﷲ بن‌ الحسین‌ علیه‌ السلامبر لبم‌ چون نام عبدﷲ رفت‌
  3. بخش ۷۲ - در غلبه‌ وجدباز یاران جذب‌ عشق‌ آورد زور
  4. بخش ۷۳ - حکایت‌ شیخ‌ ابوالحسن‌ نوری رحمت‌ ﷲ علیه‌ و شرح حال خود گفتن‌ با شیخ‌ جنید قدس ﷲ اسرارهشیخ‌ نوری گفت‌ روزی با جنید
  5. بخش ۷۴ - در بیان آمدن مرید شقیق‌ بلخی‌ به‌ زیارت‌ سلطان العارفین‌ بایزید بسطامی‌ و جرح فرمودن آن مقتدای اهل‌ یقین‌ صفت‌ توکل‌ را که‌ شقیق‌ گرفتار آن حالت‌ شده بود نکته‌ کمال التوحید نفی‌ الصفات‌ را اینجا دریاب‌اگرچه‌ توکل‌ صفت‌ بنده است‌ و مقصود از نفی‌ الصفات‌، صفات‌ حس‌ است‌ اما تا سالک‌ نفی‌ صفات‌ خود که‌ آن را عارفان تعینات‌ کونیه‌ خوانند نکند به‌ فنای فی‌ الصفات‌ نرسد و تا فنای فی‌ الذات‌ نگردد به‌ نفی‌ الصفات‌ که‌ کمال توحید است‌ و آن را مرشدان طریقت‌ تعی
  6. بخش ۷۵ - در تمامی‌ شهادت‌ جناب‌ عبدﷲ علیه‌ السلاماین‌ سخن‌ بیرون ز وهم‌ است‌ ای پناه
  7. بخش ۷۶ - حکایتشیخ‌ درویشان جنید ممتحن‌
  8. بخش ۷۷ - حکایت‌ سلطان بایزید بسطامی‌ نورﷲ تربته‌ و نقل‌ ریاضتش‌شیخ‌ عالم‌، قطب‌ معنی‌، بحر دید
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.