پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۴۵ - خطاب‌ با زمین‌ و کوهها

ای زمین‌ آرام گیر این‌ جنبشت‌

چیست‌ مر افتاده بر جان آتشت‌

خود تو را دادیم‌ ما حکم‌ سکون

چون روی زین‌ حکم‌ و حد خود برون

گر تو را بود اختیاری ای فضول

آن امانت‌ را نکردی چون قبول

در سکون چون نیستی‌ مختار تو

هل‌ تزلزل را ممان از کار تو

بردباری تو نبوَد ز اختیار

ز اختیار ما تو گشتی‌ بردبار

اختیار ما که‌ در قدرت‌ سر است‌

بر تو و بر آسمان ها لنگر است‌

ترک خودکامی‌ بگو بر کام باش

اختیاری نیستت‌ آرام باش

هست‌ مختار آدم کامل‌ عیار

کآن امانت‌ یافت‌ بر وی انحصار

لاجرم در عشق‌ ما ممتاز شد

محرم ما در هزاران راز شد

با کمال اختیار از عشق‌ یار

ترک جان و سر کند بی‌اختیار

آری آری حاصل‌ عشق‌ است‌ این‌

تو نداری، باش آرام ای زمین‌

اهل‌ خود را ور که‌ داری آرزو

این‌ زمان یکجا بری در خود فرو

این‌ خلاف‌ اختیار و کار ماست‌

شانه‌ دزدیدن ز زیر بار ماست‌

تو مشو زین‌ ناله‌های العطش‌

که‌ ز طفلان است‌ برپا مرتعش‌

بانگ‌ عشق‌ است این‌ خروش و این‌ صدا

که‌ زند عشاق را هر دم صلا

تا که‌ را باشد به‌ تن‌ جان ملوک

زیر بار عشق‌ آید همچو لوک

تو ز بانگ‌ العطش‌ بر خود مپیچ‌

کاین‌ صلای عشق‌ باشد در بسیج‌

کوهها را گو به‌ جای خود روند

بر شکوه و وزن خود ثابت‌ بوَند

نیست‌ بهر سنگ‌ تکلیف‌ جهاد

در حد خود باید او باشد جماد

هر کدامی‌ راست‌ در دل معدنی‌

یا هر آن را هست‌ از هستی‌ فنی‌

در فن‌ خود باید ار برپا بوند

همچو سابق‌ حفظ‌ معدنها کنند

فیض‌ ما زآنها نیابد انقطاع

جای خود گیرند و یابند ارتفاع

هین‌ روید ای کوهها بر جای خویش‌

با شما لطفم‌ بود زین‌ بعد بیش‌

هر کدامی‌ را شکوه افزون دهم‌

گنج‌ قارون، رفعت‌ گردون دهم‌

چون شما در مهر من‌ پاینده اید

بر شما رفعت‌ دهم‌ تا زنده اید

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۴۷ - خطاب‌ رب‌ العباد به‌ بادمی‌ وزی اینسان چرا ای باد تند
  2. بخش ۴۸ - سخن‌ گفتن‌ آن ذات‌ عالی‌ از اندیشه‌ و ادراک با خاکمر تو را ای خاک چبود گفتگو
  3. بخش ۴۹ - رجوع به‌ مکالمه‌ آن سلطان عباد با جناب‌ سید سجاد روحی‌ فداهماای علی‌ تو گرچه‌ خاکی‌ نسبتی‌
  4. بخش ۵۰ - در جهاد آن فارس میدان وحدت‌ و معنی‌ لا اله‌ الا ﷲبار دیگر ذوالجناح تیز پی‌
  5. بخش ۵۱ - در معنی‌؛ إن الصلاه تنهی‌ عن‌ الفحشاء و المنکر و لذکر ﷲ اکبرگوش دل را برگشا بازم به‌ راز
  6. بخش ۵۲ - در معنی‌ نزلونا عن‌ الربوبیه‌ ثم‌ قولوا فی‌ فضلنا ماشئتم‌ فرمایدلاجرم با رهروان ناتمام
  7. بخش ۵۳ - در معنی‌ یا من‌ اسمه‌ دواء و ذکره شفاءاز دواها حاصل‌ و قصدت‌ شفاست‌
  8. بخش ۵۴ - در تطبیق‌ این‌ دو حدیث‌که‌ لنا مع‌ ﷲ حالات‌ هو نحن‌ و نحن‌ هو و نحن‌ نحن‌ و هو هو و حدیث‌ دیگر که‌ ما عرفناک حق‌ معرفتک‌ فرمایدتا شکسته‌ عشق‌ مُهر نطق‌ من‌
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.