پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۴۴ - خطاب‌ آن سلطان لولاک با افلاک

آسمانا حاجت‌ عرض تو چیست‌

زودتر گوی و برو برجا مایست‌

از تو زیبا نیست‌ ای گردون سکون

ور برآنستی‌ که‌ گردی سرنگون

این‌ به‌ امر خود کنی‌ یا حکم‌ ما

چیست‌ در کار تو، بین‌ تا حکم‌ ما

تو نِه‌ ای مختار چرخا در روش

ما نمائیمت‌ به‌ رفتن‌ پرورش

گر تو را بود اختیاری در بنا

کردی از حمل‌ امانت‌ چون اِباء

آن امانت‌ بود سرّ اختیار

که‌ تو زآن اشفاق کردی آشکار

پس‌ کنون هم‌ اختیاری در تو نیست‌

بر تو تکلیفی‌ نباشد، رو مَایست‌

آنچه‌ را کردی تو از حملش‌ نکول

قابل‌ و حامل‌ شد انسان جهول

حمل‌ انسان کرده بر تو بود عرض

زآن بر انسان گشت‌ این‌ تکلیف‌ فرض

گر مطیع‌ امر مایی‌ در مدار

رو ممان آنسان که‌ ماندی زیر بار

گرچه‌ چون گویی‌ تو سرگردان ما

لیک‌ نبوی قابل‌ چوگان ما

زآنکه‌ هِشتی‌ اختیار از دست‌ تو

می‌روی بی‌ اختیار و مست‌ تو

گرچه‌ این‌ بی‌اختیاری بس‌ نکوست‌

لیک‌ زآن کس‌ کاختیاری هم‌ در اوست‌

بی‌قراریِ تو از مجبوری است‌

بی قرار انسان ز عشق‌ نوری است‌

در روش مستی‌ و نامختاریت‌

هست‌ خود ظاهر ز کج‌ رفتاریت‌

چون ز میخانه‌ برون رفتی‌ تو مست‌

در روش رفت‌ اختیارت‌ هم‌ ز دست‌

اهل‌ عالم‌ را از آن رو می‌شوی

هر دمی‌ ضرب‌ المثل‌ در کج‌ روی

همچو مستان سو به‌ سو افتی‌ همی‌

گه‌ به‌ پشت‌ و گه‌ به‌ رو افتی‌ همی‌

گفت چو از میخانه‌ مستی‌ ضال شد

تسخر و بازیچه‌ اطفال شد

اختیاری مر تو را باری چو نیست‌

رو که‌ رفتار تو نی‌ بازیچه‌ نیست‌

گر تو از رفتار خود مانی‌ هله‌

این‌ زمین‌ آید کنون در زلزله‌

این‌ زمین‌ هم‌ در سکون و در قرار

همچو رفتار تو شد بی‌اختیار

زآنکه‌ او هم‌ چون تو با چندین‌ شکوه

آمد از حمل‌ امانت‌ در ستوه

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۴۶ - خطاب‌ بحر آفرین‌ به‌ دریاهابحرها طغیان خود را وانهید
  2. بخش ۴۷ - خطاب‌ رب‌ العباد به‌ بادمی‌ وزی اینسان چرا ای باد تند
  3. بخش ۴۸ - سخن‌ گفتن‌ آن ذات‌ عالی‌ از اندیشه‌ و ادراک با خاکمر تو را ای خاک چبود گفتگو
  4. بخش ۴۹ - رجوع به‌ مکالمه‌ آن سلطان عباد با جناب‌ سید سجاد روحی‌ فداهماای علی‌ تو گرچه‌ خاکی‌ نسبتی‌
  5. بخش ۵۰ - در جهاد آن فارس میدان وحدت‌ و معنی‌ لا اله‌ الا ﷲبار دیگر ذوالجناح تیز پی‌
  6. بخش ۵۱ - در معنی‌؛ إن الصلاه تنهی‌ عن‌ الفحشاء و المنکر و لذکر ﷲ اکبرگوش دل را برگشا بازم به‌ راز
  7. بخش ۵۲ - در معنی‌ نزلونا عن‌ الربوبیه‌ ثم‌ قولوا فی‌ فضلنا ماشئتم‌ فرمایدلاجرم با رهروان ناتمام
  8. بخش ۵۳ - در معنی‌ یا من‌ اسمه‌ دواء و ذکره شفاءاز دواها حاصل‌ و قصدت‌ شفاست‌
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.