پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۳۸ - عرض حال نمودن انبیاء با حضرت‌ سید الشهدا(ع)

انبیاء کردند اول عرض حال

در حضور آن ظهور بی‌ مثال

کای ولایت‌ مر نبو ت‌ را سبب‌

بی‌ ولایت‌ چه‌ نبی‌ چه‌ بولهب‌

از جنینی‌ تا کهولت‌ تا ممات‌

داد ما را از بلا نامت‌ نجات‌

گر نبود از عونت‌ ای نعم‌ المعین‌

بُد هنوز آدم درون ماء و طین‌

ور نمی‌جست‌ او به‌ نام تو پناه

بُد هنوز آلوده بر لوث‌ گناه

نوح چون در کشتی‌ عونت‌ نشست‌

دل در آن هنگامه‌ بر لطف‌ تو بست‌

آمد از جود تو ای سلطان جود

کشتی‌ اش در ساحل‌ جودی فرود

ور نبودی آفتاب‌ جان فروز

فُلکش‌ اندر ورطه‌ طوفان هنوز

این‌ خلیلت‌ را چو نمرود ای شفیق‌

بست ‌بهر سوختن‌ بر منجنیق‌

دامن‌ عشقت‌ به‌ کف‌ بگرفت‌ شاد

وآنگه‌ اندر دامن‌ آتش‌ فتاد

شد گلستان نارِ نمرودی بر او

آتش‌ سرکش‌ نزد دودی بر او

چونکه‌ اسمعیل‌ فرزند خلیل‌

خواست‌ خود را در ره عشقت‌ قتیل‌

از نبوت‌ محرم درگاه شد

در میان ما ذبیح‌ ﷲ شد

داد اندر صلب‌ او پروردگار

نور این‌ پیغمبرانش‌ را قرار

شد چو یعقوب‌ از غم‌ یوسف‌ صبور

وز فراق او دو چشمش‌ گشت‌ کور

سال ها بگریست‌ تا آخر دخیل‌

شد به‌ نام پاکت‌ ای شاه جلیل‌

آمد او را لاجرم زآن احترام

بوی پیراهان یوسف‌ بر مشام

بر تو شد گریان، چشمش‌ نور یافت‌

نی‌ ز بوی یوسف‌ مهجور یافت‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۴۰ - عرض حال نمودن ملائکه‌ با آن جناب‌ و تمنای یاری نمودن و جواب‌ آن برگزیدة حضرت‌ رب الارباب‌پس‌ ملایک‌ محو و بی‌ خویش‌ آمدند
  2. بخش ۴۱ - خطاب‌ آن سلطان انس‌ و جان به‌ جنیان و شرح مسئله‌ قابلیات‌ اشیاء، در ضمن‌ بیان مطلب‌ را دریابهان بیا زعفر چه‌ باشد حاجتت‌
  3. بخش ۴۲ - در معنی‌ السعید سعید فی‌ بطن‌ امه‌ والشقی‌ شقی‌ فی‌ بطن‌ امه‌حق‌ تعالی‌ چونکه‌ ارسال وجود
  4. بخش ۴۳ - رجوع به‌ حکایت‌ زعفر جنی‌ و جنیاندر سعادت‌ زعفرا نیک‌ اختری
  5. بخش ۴۴ - خطاب‌ آن سلطان لولاک با افلاکآسمانا حاجت‌ عرض تو چیست‌
  6. بخش ۴۵ - خطاب‌ با زمین‌ و کوههاای زمین‌ آرام گیر این‌ جنبشت‌
  7. بخش ۴۶ - خطاب‌ بحر آفرین‌ به‌ دریاهابحرها طغیان خود را وانهید
  8. بخش ۴۷ - خطاب‌ رب‌ العباد به‌ بادمی‌ وزی اینسان چرا ای باد تند
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.