پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۳۶ - در بیان حاضر شدن حقیقت‌ اشیاء در عرصه‌ کربلا به‌ یاری آن موجد ماسویٰ

چون علی‌ فرمود در میدان نظر

دید حاضر ماسویٰ را سر به‌ سر

چه‌ نبی‌ و چه‌ وصی‌ و چه‌ ملک‌

چه‌ زمین‌ و چه‌ زمان و چه‌ فلک‌

بحر و کوه و طیر و وحش‌ و مار و مور

آب‌ و خاک و باد و نار و تلخ‌ و شور

فوق و تحت‌ و نور و ظلمت‌، نیک‌ و بد

رعد و برق و ابر و باران، دیو و دد

رطب‌ و یابس‌ عدل و ظلم‌ و مهر و کین‌

زیر و بالا، فرق و جمع‌ و کفر و دین‌

ضعف‌ و قوت‌، سقم‌ و صحت‌، فصل‌ و وصل‌

عیش‌ و ماتم‌، شادی و غم‌، فرع و اصل‌

هرچه‌ کو را بود نامی‌ از وجود

در عیان و در نهان نابود و بود

گشته‌ حاضر جمله بهر یاری اش

لیک‌ مات‌ از سطوت‌ و قهاری اش

آری آری در حضور ذوالجلال

از خلایق‌ کیست‌ قادر بر مقال

تا کند نزد وی اظهار وجود

جز که‌ باشد لال پیش‌ شاه جود

شمس‌ گوید ذرّه را کای بی‌ادب‌

دعوی هستی‌ کنی‌ پیشم‌ عجب‌

هستی‌ تو هست‌ فرع ذات‌ من‌

از تو آن زیبد که‌ باشی‌ مات‌ من‌

ممکن‌ بیچارة ذوالمسکنه‌

در حضور قادر ذوالسلطنه‌

چون کند اظهار هستی‌ گو بمیر

جز که‌ اندازد سر از ذلّت‌ به‌ زیر

ممکن‌ مسکین‌ عجب‌ دارم نمود

خویش‌ را چون پیش‌ سلطان وجود

ممکن‌ عاجز که‌ شاه ذوالکرم

کرد هستش‌ ورنه‌ بود اندر عدم

چون به‌ نزد حق‌ ز هستی‌ ره زند

جز که‌ بر کوی عدم خرگه‌ زند

لاجرم بودند اشیاء محو و مات‌

بر جلال و حال آن سلطان ذات‌

زهره نی‌ کس‌ را که‌ پیشش‌ دم زند

جز که‌ جان را بر شرار غم‌ زند

نی‌ بلند از کس‌ صدایی‌ زآن همه‌

جز صدای طبل‌ و جنگ‌ و همهمه‌

بی‌ صدا وز سطوت‌ حق‌ مرتعش‌

یک‌ صدا برپا بُد آن هم‌ ز العطش‌

التفات‌ او را کجا بر ماسوا

جز بر اطفال یتیم‌ بینوا

گشته‌ یکجا خشک‌ اندر جای خویش‌

مر صدا را کرده گم‌ در نای خویش‌

تا علی‌ بیند مگر فَر اله‌

کرد رو بر ممکنات‌ آن لحظه‌ شاه

کای گروه ممکن‌ اندر نشأتین‌

چیست‌ حاجت‌ مر شما را با حسین‌(ع)

دارم اینک‌ دل به‌ حاجتمند خویش‌

هر که‌ دارد حاجتی‌ آید به‌ پیش‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۸ - عرض حال نمودن انبیاء با حضرت‌ سید الشهدا(ع)انبیاء کردند اول عرض حال
  2. بخش ۳۹ - در بیان آنکه‌ عجز و انکسار و لابه‌ و گریه‌ سالک‌ را شرط سلوک است‌ و از لوازم محبت‌ و به‌ نور گریه‌ پرده های ظلمانی‌ انانیتش‌ رقیق‌ گرددآری از این‌ گریه‌ دل روشن‌ شود
  3. بخش ۴۰ - عرض حال نمودن ملائکه‌ با آن جناب‌ و تمنای یاری نمودن و جواب‌ آن برگزیدة حضرت‌ رب الارباب‌پس‌ ملایک‌ محو و بی‌ خویش‌ آمدند
  4. بخش ۴۱ - خطاب‌ آن سلطان انس‌ و جان به‌ جنیان و شرح مسئله‌ قابلیات‌ اشیاء، در ضمن‌ بیان مطلب‌ را دریابهان بیا زعفر چه‌ باشد حاجتت‌
  5. بخش ۴۲ - در معنی‌ السعید سعید فی‌ بطن‌ امه‌ والشقی‌ شقی‌ فی‌ بطن‌ امه‌حق‌ تعالی‌ چونکه‌ ارسال وجود
  6. بخش ۴۳ - رجوع به‌ حکایت‌ زعفر جنی‌ و جنیاندر سعادت‌ زعفرا نیک‌ اختری
  7. بخش ۴۴ - خطاب‌ آن سلطان لولاک با افلاکآسمانا حاجت‌ عرض تو چیست‌
  8. بخش ۴۵ - خطاب‌ با زمین‌ و کوههاای زمین‌ آرام گیر این‌ جنبشت‌
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.