پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۳۵ - در مکالمه‌آن حضرت‌ با سید سجاد صلوات‌ ﷲ علیهما

کرد او را بانگ‌ شه‌، کای شیر حق‌

مر که‌ داری عار از زنجیر حق‌

ور نداری ننگ‌، مردانه‌ و دلیر

بایدت‌ گشتن‌ به‌ راه حق‌ اسیر

بر اسیرانی‌ تو میرِ قافله‌

شیر حق‌ را عار نبود سلسله‌

سلسله‌ عشق‌ است و حقت‌ شیربان

دل بر آن زنجیر خوش کن‌ شیرسان

این‌ اسیری از شهادت‌ سَر بود

زیر تیغت‌ هر دمی‌ صد سر بود

نیست‌ هر کس‌ قابل‌ زنجیر دوست‌

بر تو این‌ زنجیر شد تقدیر دوست‌

تو وجود مطلقی‌ دور از گله‌

ذات‌ پاکت‌ را تعیّن‌ سلسله‌

کی‌ وجود لا بشرط ای بی‌گله‌

گرددش تنگ‌ از تعیّن‌ حوصله‌

ذات‌ مطلق‌ را تعیّن‌ حوصله‌ است‌

لا بشرطی‌ لازمش‌ این‌ سلسله‌ است‌

سلسله‌ معلول و علت‌ شیر بود

پس‌ نشاید شیر بی‌زنجیر بود

زآنکه‌ علّت‌ منفک‌ از معلول نیست‌

نزد اهل‌ دانش‌ این‌ مجهول نیست‌

علّتی‌ تو وین‌ همه‌ معلول توست‌

وز تو عقل‌ اولین‌ مجعول توست‌

هر کسی‌ از تو است‌ ذاتش‌ بی‌ خلل‌

تو به‌ ذات‌ پاک خویشی‌ مستقل‌

ای علی‌ تا هست‌ جان من‌ به‌ تن‌

این‌ تعیّن‌ هاست‌ فرع ذات‌ من‌

چون شوم من‌ کشته‌، گردد در شهود

این‌ تعیّن‌ ها تو را فرع وجود

گرچه‌ از ذاتت‌ تعیّن‌ مشتق‌ است‌

لیک‌ ذاتت‌ از تعیّن‌ مطلق‌ است‌

بعد من‌ خواهی‌ شدن خوار و اسیر

بر تعیّن‌ ها خداوند و امیر

دست‌ و پایت‌ رفت‌ چون در سلسله‌

کرد باید در تعیّن‌ حوصله‌

سلسله‌ سرّ تعیّن‌ های توست‌

کآن ز امر حق‌ به‌ دست‌ و پای تو ست‌

زین‌ تعیّن‌ها نگردی خُلق‌ تنگ‌

گردنت‌ را گشت‌ چون او پالهنگ‌

گر شوی دلگیر زآن قید و اثر

عالم‌ امکان شود زیر و زبر

با تعیّن‌ ها بساز و دم مزن

دم از آنچه‌ پیشت‌ آید هم‌ مزن

تنگ‌ گردد شیر را گر حوصله‌

درَّد و اندازد از خود سلسله‌

سلسله‌ تو گر ز دست‌ و پا فتد

چرخ از گردش جهان ز اجزا فتد

سلسله‌ پس‌ لازم ذات‌ تو است‌

وین‌ تعیّن‌ ها ز اثبات‌ تو است‌

سلسله‌ چبود تو را بر دست‌ و پا

فرق بعد از جمع‌ در عین‌ بقاء

سلسله‌ چبود تو را نسبت‌ به‌ ذات‌

آن تعیّن ‌های اسماء و صفات‌

گرچه‌ این‌ دم از تعیّن‌ برتری

ساعتی‌ دیگر تعیّن‌ پروری

رو به‌ خیمه‌ ای ولی‌ّ ذوالمنم‌

تا نبینی‌ زیر تیغ‌ دشمنم‌

ور نِه‌ای آسوده از احوال من‌

بین‌ به‌ میدان قدرت‌ و اجلال من‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۷ - در مناجات‌ و خطاب‌ به‌ حضرت‌ قاضی‌ الحاجات‌یا حسین‌(ع) ای سامع‌ الدعوات‌ ما
  2. بخش ۳۸ - عرض حال نمودن انبیاء با حضرت‌ سید الشهدا(ع)انبیاء کردند اول عرض حال
  3. بخش ۳۹ - در بیان آنکه‌ عجز و انکسار و لابه‌ و گریه‌ سالک‌ را شرط سلوک است‌ و از لوازم محبت‌ و به‌ نور گریه‌ پرده های ظلمانی‌ انانیتش‌ رقیق‌ گرددآری از این‌ گریه‌ دل روشن‌ شود
  4. بخش ۴۰ - عرض حال نمودن ملائکه‌ با آن جناب‌ و تمنای یاری نمودن و جواب‌ آن برگزیدة حضرت‌ رب الارباب‌پس‌ ملایک‌ محو و بی‌ خویش‌ آمدند
  5. بخش ۴۱ - خطاب‌ آن سلطان انس‌ و جان به‌ جنیان و شرح مسئله‌ قابلیات‌ اشیاء، در ضمن‌ بیان مطلب‌ را دریابهان بیا زعفر چه‌ باشد حاجتت‌
  6. بخش ۴۲ - در معنی‌ السعید سعید فی‌ بطن‌ امه‌ والشقی‌ شقی‌ فی‌ بطن‌ امه‌حق‌ تعالی‌ چونکه‌ ارسال وجود
  7. بخش ۴۳ - رجوع به‌ حکایت‌ زعفر جنی‌ و جنیاندر سعادت‌ زعفرا نیک‌ اختری
  8. بخش ۴۴ - خطاب‌ آن سلطان لولاک با افلاکآسمانا حاجت‌ عرض تو چیست‌
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.