پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

رباعیات

شمارهٔ ۴

ای آنکه توئی به‌هستی‌یِ خود واجب

بر جمله‌یِ ماسوا به‌هستی واهب

علم تو بغیر هستیت نیست که نیست

از محضرِ هستی‌یِ تو چیزی غائب

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶از معنی کنت کنز دریاب نکات
  2. شمارهٔ ۷در صرف وجود فرق و تمییزی نیست
  3. شمارهٔ ۸عالم چو حباب و هستی‌یِ حق چو یَم است
  4. شمارهٔ ۹از حق چون بنای ملک در تنظیم است
  5. شمارهٔ ۱۰چون شاهد ما بخود نمائی برخاست
  6. شمارهٔ ۱۱گوید همه چیز و هر کسی حق با ماست
  7. شمارهٔ ۱۲معشوق چنانکه جاذب عشاق است
  8. شمارهٔ ۱۳تا دل نشود بریده از دلخواهت
همه‌ی رباعیات ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.