پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

رباعیات

شمارهٔ ۸

عالم چو حباب و هستی‌یِ حق چو یَم است

زین بحر، نمایشِ حبابی کَرَم است

جز هستی‌یِ بحر، هر نمودی است دمی است

بودی که نمود اوست یکدم عدم است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰چون شاهد ما بخود نمائی برخاست
  2. شمارهٔ ۱۱گوید همه چیز و هر کسی حق با ماست
  3. شمارهٔ ۱۲معشوق چنانکه جاذب عشاق است
  4. شمارهٔ ۱۳تا دل نشود بریده از دلخواهت
  5. شمارهٔ ۱۴ای آنکه دو عالم است احیا ز دمت
  6. شمارهٔ ۱۵در خُلق و خویش خُلق نکو ممتحن است
  7. شمارهٔ ۱۶الله که هر شکسته را دل سوی اوست
  8. شمارهٔ ۱۷هنگام سحور جلوه پیر خوش است
همه‌ی رباعیات ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.