پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۷۰ - النفس الرحمانی

دگر نفسی است رحمانی زرحمان

وجود منبسط یعنی بر اعیان

وجود منبسط کو عام باشد

بر اعیانش بعین اتمام باشد

دگر هم از هیولا کوست حامل

بصورتهای موجودات قابل

مرتب اولین بر ثانی آمد

شبیه او را دم انسانی آمد

که آن باشد هوای صاف ساذج

حروفش مختلف سازد بخارج

حکیم از وجه عقل و نور حکمت

کند تعبیر از وی بر طبیعت

بالفاضی بود تشبیه اعیان

که واقع بر نفس باشد در انسان

دلیل الفاظ باشد بر معانی

دلیل اعیان بموجد هم عیانی

همه اعیان موجودات شاهد

بود اندر عیان از ذات موجود

هم از افعال واسماء و صفاتش

کمالاتی که ثابت شد بذاتش

دگر هر یک ز موجودات اعیان

شدند از لفظ کن موجود در آن

کلمه شد بیان اندر مقامش

ببین در شرح اگر خواهی تمامش

بیان از نفس رحمانی بد اینجا

که از وی ما سوی اللهند احیا

بهر جا رتبه‌ئی دارد مناسب

همان نفس است ثابت در مراتب

ز عرش و فرش و افلاک و عناصر

ازو دارند تأثیر و تأثر

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۷۲ - النقباءنقیبانند ارباب سرائر
  2. بخش ۴۷۳ - النکاح الساری فی جمیع الذراریشنو باز ازنکاخی کوست ساری
  3. بخش ۴۷۴ - نهایه‌الاسفاردگر گویم تو را ز اسفار اربع
  4. بخش ۴۷۵ - نهایه‌السفرالاولبود اول سفر را خود نهایت
  5. بخش ۴۷۶ - نهایه‌السفر الثانیبود ثانی سفر را این نهایت
  6. بخش ۴۷۷ - نهایه السفر الثالثنهایت را چه در سیم سفر بد
  7. بخش ۴۷۸ - نهایه السفر الرابعتو را رابع سفر چبود نهایت
  8. بخش ۴۷۹ - النوالنوال آن خاص اهل قرب و حال است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.