پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۶۹ - النفس القدسی

دگر نفسی است قدسی در متانت

با علی قوت و دس و فطانت

کمالاتی که بهر نوع انسان

بود ممکن بجمله حاضر آسان

بود عملش یقینی نی قیاسی

بود حدسش الهی نی حواسی

منور باشد از نور الهی

مؤید در صفات از حق کماهی

ز تأییدی که باشد از الهش

ملک دارد ز لغزشها نگاهش

ز فیض نفس قدسی دان ادب را

تو «لولا أن رأی برهان رب» را

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۷۱ - ارشادبس این نفس را شأنی عظیم است
  2. بخش ۴۷۲ - النقباءنقیبانند ارباب سرائر
  3. بخش ۴۷۳ - النکاح الساری فی جمیع الذراریشنو باز ازنکاخی کوست ساری
  4. بخش ۴۷۴ - نهایه‌الاسفاردگر گویم تو را ز اسفار اربع
  5. بخش ۴۷۵ - نهایه‌السفرالاولبود اول سفر را خود نهایت
  6. بخش ۴۷۶ - نهایه‌السفر الثانیبود ثانی سفر را این نهایت
  7. بخش ۴۷۷ - نهایه السفر الثالثنهایت را چه در سیم سفر بد
  8. بخش ۴۷۸ - نهایه السفر الرابعتو را رابع سفر چبود نهایت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.