پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۷۶ - نهایه‌السفر الثانی

بود ثانی سفر را این نهایت

که گردد مرتفع آثار وحدت

ز وجه کثرت علمیه و اعیان

که اندر واحدیت ثابت است آن

حجاب وحدت از رخسار کثرت

در اعیان مرتفع شد بی‌درئیت

نیابد اشتباهی تا بخاطر

کنم توضیح این معنی مکرر

در اول رفع کثرت بود لایق

بثانی رفع وحدت از حقایق

در اول گرد کثرت خاست ز اکوان

بثانی رفع وحدت گشت زاعیان

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۷۸ - نهایه السفر الرابعتو را رابع سفر چبود نهایت
  2. بخش ۴۷۹ - النوالنوال آن خاص اهل قرب و حال است
  3. بخش ۴۸۰ - النوربود نور اسمی از اسماء یزدان
  4. بخش ۴۸۱ - نورالانوارچه باشد نورالانوار این هویداست
  5. بخش ۴۸۲ - حرف الواومراد از واو باشد وجه مطلق
  6. بخش ۴۸۳ - الواحدیهشنو باز از نشان واحدیت
  7. بخش ۴۸۴ - الوارداتشنو از واردات ار مرد راهی
  8. بخش ۴۸۵ - الواقعهشنو از واقعه باز از دم غیب
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.