پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۸۳ - الواحدیه

شنو باز از نشان واحدیت

که هست آن اعتبار ذات حضرت

ز حیث انتشاء کل اسماء

از او گر باز دانی سر انشاء

تجلی حضرت آمد واحدیت

در اسماء و صفات او بر تبت

بصورتهای اسماء کوست اعیان

که لازم شد باسماء و صفات آن

لزومش بی‌تأخر در وجود است

بنز در هر وی کاهل شهود است

خود او موجود بر هستی اسماست

که موجود آن بهستی مسمی است

خود این را واحدیت خواند عارف

تجلی دگر نزد مکاشف

که شد بی‌اسم و رسم از ذات بر ذات

احدیت شد آن بروجه اثبات

تجلییی که از ذات وجود است

در افعالش که در غیب و شهود است

وجود انبساطی شد نشان را

تو میدان رحمت فعلیه آنرا

مراد از واحدیت بود واحد

مناسب شرح آن در مطلب آمد

بود آن واحدیت وصف ذاتش

تکثر یافت از حیث صفاتش

دگر واحد که اسماء را مدارا است

هم اسم ذات بر این اعتبار است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۸۵ - الواقعهشنو از واقعه باز از دم غیب
  2. بخش ۴۸۶ - واسطه الفیض و المددشنو از واسطه فیض و مدد باز
  3. بخش ۴۸۷ - الوتربود وترت اشارت باز بر ذات
  4. بخش ۴۸۸ - الوجودز معنای وجود آرم سند را
  5. بخش ۴۸۹ - وجهالاعنایهدو وجهی کز عنایت بی‌شکوک است
  6. بخش ۴۹۰ - وجها الاطلاق والتقییدشنو باز از دو وجه قید و اطلاق
  7. بخش ۴۹۱ - وجه‌الحقزوجه‌الحق اگر پرسی که آن چیست
  8. بخش ۴۹۲ - وجهه جمیع العابدینجمیع عابدین را چیست وجهت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.